|
شگفتی های روح و روان:
روان شناسان معتقدند: " بياموزيد چگونه به قلمرو درونتان وارد شويد. در اين صورت، به پناهگاه مخصوصي وارد شدهايد كه هميشه در دسترس تان است. "بيترديد بسياري از افرادي كه از بي حوصله گي، بي حالي، بي رمقي، بي هدفي و مشكل مبهم جسمي شكايت ميكنند، در هماهنگي روحي و سرور دروني مشكل دارند و از اين مسئله غافلند كه در روان آدمي دروازهاي به سوي جهان معجزات واقعي موجود است. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط سینا در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 12:3 اگر زود عصبانی می شوید اگر استرس دارید و اگر....
انجمن روانشناسان آمريکا اعلام کرده است از راههاي زير مي توان براي کاهش استرس و عصبانيت جلوگيري کرد ، دو عاملي که هر دو شديدا براي سلامت جسم و روان انسان مضر هستند. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط سینا در دوشنبه شانزدهم دی 1387 و ساعت 18:52 چرا من تغییر نمی کنم؟
آيا تا به حال به تماشاي دريا نشستهايد؟ اگر آري، حتما متوجه شدهايد كه تمام آشفتگيها، برخوردها و امواج فقط در سطح است. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط سینا در یکشنبه بیستم مرداد 1387 و ساعت 19:13 خودباوری و خوداتکایی:
جواني دورهاي از زندگي است كه فرد ميتواند بهتر و راحتتر مفاهيم انتزاعي را در ذهن خود ساخته يا مواجه شده و آنگاه به تحليل و تبيين پرداخته و در فرآيند زندگي خود به رفتار و كردار تبديل كند. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط سینا در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 و ساعت 19:1 چگونه دیگران را نصیحت کنیم؟
منبع: مردمان. خیلی گستاخانه است که بخواهیم درمورد طریقه نصیحت کردن، نصیحتتان کنیم اما درمیان گذاشتن ایده ها، نظرات و تجربیات همدیگر به این طریق می تواند بسیار مفید باشد. نصیحت خوبی که به درستی منتقل شود واقعاً ارزشمند است اما برای بد رساندن پند و اندرز به کسی راه های زیادی وجود دارد. باید یاد بگیریم که اگر میخواهیم کسی را نصیحت کنیم، اینکار را به بهترین شکل ممکن انجام دهیم چون به این طریق همیشه مورد احترام اطرافیانی قرار می گیریم که به واسطه نصیحت های ما فهم، اعتماد به نفس و کنترل بیشتری نسبت به زندگی خود پیدا کرده اند. برای اینکه کسی را به درستی نصیحت کنیم، کلید کار دانستن تفاوت بین درددل منفعل و درخواست فعال است. وقتی کسی از شما برای پند و اندرز، کمک می خواهد، باید طوری به این موقعیت نزدیک شوید که مربیان زندگی به کارشان نزدیک میشوند. یعنی نه با جواب دادن سوالها، بلکه با پرسیدن سوال های درست. اگر می خواهید بدانید که چطور باید بهترین نصیحت و اندرز را به اطرافیانتان ارائه کنید، به راهنمایی های زیر توجه کنید: درددل و گوش کردن درددل کردن تجربه ای ارضاءکننده است. چند روز است که مسئله ای فکرتان را مشغول کرده است و به طور ناگهانی سر درددلتان برای یکی از دوستان باز می شود. فقط درمورد آن موضوع سر صحبت را باز کرده اید اما این عمل به تنهایی فکرتان و روانتان را تصفیه می کند و حتی راه حلهایی هم پیش رویتان قرار می دهد. بعد، دوستتان اشتباهات کارتان را به شما نشان می دهد و به شما می گوید چه باید بکنید و او اگر جای شما بود چه میکرد. نصیحت زمانی بهترین تاثیر را دارد که طرف مقابل خودش از شما بخواهد. بدترین نصیحت هایی که در عمرتان شنیده اید یا به کسی داده اید، نصیحت هایی است که بدون تقاضا مطرح شده اند. تقاضا مهمترین بخش فرایند کشف است و بهتر است به دوستتان اجازه دهید خودش درمورد مشکلاتش از شما کمک بخواهد و درغیراینصورت بهتر است که توصیه ها و نصیحت هایمان را برای خودمان نگه داریم. این مسئله به خصوص اگر طرف مقابلمان خانم ها باشند اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر میخواهید خانمی را در کارهایش راهنمایی کنید بهتر است اجازه بدهید خودش از شما بخواهد آنوقت شنونده ای حامی و سنگ صبور باشید و صبر کنید تا طرفتان خودش نظرتان را جویا شود. اگر چنین اتفاقی نیفتاد، می توانید از او سوال کنید که "نظر من را می خواهی؟" و بعد منتظر جواب او بمانید. سوال پرسیدن اگر از شما خواسته شده که نصیحت کنید و پند بدهید، و می خواهید مقدس و همه چی تمام جلوه نکنید، موثرترین راه این است که سوال بپرسید، چون: - طرف را وادار می کند همه جنبه های مشکلش را خوب بررسی کند. با اینکه هیچ فرمول قدم به قدمی برای سوالهایی که باید بپرسید وجود ندارد اما باید بتوانید این پرسشها را در قالب پنج پرسش کلیدی، چه چیز، چه وقت، چرا، چه کسی، و چطور نگه دارید. این سوالات اگر خاص و صریح باشند و پاسخی که به آنها داده می شود هم به همان اندازه صریح باشد، بهترین فرصت را برای تاثیرگذاری در اختیارتان قرار می دهد. برای مثال، این داستان رادر نظر بگیرید: دوستتان نگران این است که شاید دوست دخترش معتاد شده باشد، و از شما می خواهد کمکش کنید که آیا باید این مسئله را با کسی درمیان بگذارد یا نه. چه چیزی: او چه کاری انجام داده که باعث شده فکر کنی که مشکلی دارد؟ فکر می کنی به چه موادی اعتیاد دارد؟ آیا درمورد مسائل کوچک دروغ می گوید؟ آیا چیزی را از شما پنهان می کند؟ چه کسی: وقتش را با چه کسی می گذراند؟ آیا تو این افراد را می شناسی؟ وقتی به فکر درمیان گذاشتن این مسئله با دیگران می افتی، چه کسانی به ذهنت می رسند؟ آیا با آنها در این مورد صحبت کرده ای؟ چرا: چرا فکر می کنی که باید مشکل را با دیگران درمیان بگذاری؟ قبل از اینکه اینقدر پیشروی کنید آیا با خودش صحبت کرده ای؟ آیا مستقیماً از خودش پرسیده ای؟ از دوستانش چطور؟ چطور: تصور کن که بقیه راهم از این موضوع باخبر کردی، فقط عده دیگری را در این مسئله درگیر و نگران کرده ای، بدون اینکه حتی مطمئن باشی که چنین مسئله ای صحت دارد. آنها را وارد این اتاق می کنی و به دوست دخترت به دروغ می گویی که می خواهی جای دیگری بروی. چه زمان: فکر میکنی کی اینکار باید انجام شود؟ فوراً؟ آیا او وارد موقعیت های خطرناکی شده است؟ اگر موضوع را با خودش درمیان گذاشتی و او همه چیز را انکار کرد چه؟ دست کمک در وضعیت ایدآل این پروسه سوال پرسیدن—و پرسیدن سوالات بیشتر برحسب پاسخ هایی که دریافت می کنید—می تواند خیلی از شک ها و ابهامات مسئله را از بین ببرد و وقتی این پرسش و پاسخ ها تمام شد، طرف مقابلتان به یک راه حل درست و حسابی رسیده است. اینکار باعث می شود فرد بهتر بفهمد که در آن موقعیت چه کار باید بکند و چه انتخاب هایی پیش رو دارد. مطمئن باشید اگر همه چیز همینطور پیش برود، او باز هم برای کمک به سراغتان می آید. |+| نوشته شده توسط سینا در جمعه چهارم مرداد 1387 و ساعت 13:58 دلایل دزدی در کودکان- چرا همه چیز به دستت می چسبد؟
منبع: جام جم. در جوامع متعدد ارزشهاي متفاوتي حاكم است، اما در تمام جوامع به برخي ارزشها توافق همگاني وجود دارد. يكي از اين موارد زشت شمرده شدن دزدي است، به اين معني كه دزدي در تمام جوامع، صفتي نكوهيده و ناپسند به حساب ميآيد و بايد پس از شناسايي علل، به درمان آن اقدام شود. دزدي از نظر لغت به معني مال و ثروت ديگري را به صورت پنهان و غيرمشروع و بدون اجازه مالك صاحب شدن است. دزدي به هر صورتي كه انجام گيرد، باعث تضييع حقوق ديگران ميشود. همچنين دزدي از چند طريق انجام ميشود كه عبارت است از دزدي از وسايل منازل، وسايط نقليه و فروشگاهها.
معمولا دزدي به وسيله كودكان، ابتدا از وسايل كوچك منزل مثل شيريني و مدادرنگي و پول آغاز ميشود، سپس به وسايل بيشتر و بزرگتري تعميم مييابد. نوع اشياي دزديده شده از سوي كودكان معمولا به سطح اقتضاء و نوع فرهنگ و تربيت كودك در خانواده بستگي دارد. دزدي كودكان با توجه به سن در كودكان، دزدي معمولا زماني خودش را نشان ميدهد كه مفهوم مالكيت و من و تو در آنها به وجود آمده باشد و اين مفهوم تقريبا در چهار پنج سالگي پيدا ميشود. كودكي كه مفهوم و معني مالكيت را درك نكرده و به حدود آن آگاه نيست و فرق مال خود و مال ديگران را نميشناسد، اگر دست به مالي زند و آن را از آن خود كند، نبايد به حساب دزدي گذاشت. هيچ گاه كودك 2 سالهاي را كه بدون اجازه اسباببازي خواهر يا برادرش را برداشته، متهم به دزدي نميكنند. اگر پس از اين سنين (چهار، پنج سالگي) شرايط مناسب نباشد، كودكان بتدريج دزدي خواهند كرد و با آن خو خواهند گرفت و رفتهرفته در رفتار آنان پايدارتر ميشود. اگر اين رفتار نامناسب كودكان در دوران كودكي اصلاح و درمان نشود، در دوران پس از بلوغ و بزرگسالي بيشتر نمايان خواهد شد و مشكلات و نابسامانيهاي فراواني براي خود، خانواده و اجتماع خود به وجود خواهد آورد. ريشهيابي دزدي در كودكان معمولا منشأ دزدي، نوعي محروميت است. كودكاني كه با محروميتهايي مواجه ميشوند، هر چند محروميتهاي بسيار ابتدايي و ساده، تربيت خانوادگي او طوري بوده كه عزت نفس پايين نصيب او شده، براي از ميان بردن آن محروميت، اقدام به دزدي ميكند. اين محروميت ميتواند متنوع باشد. بعضي محروميتها عاطفي و رواني است، بعضي مادي و بعضي ديگر محروميتها اجتماعي و فرهنگي هستند. در محروميت عاطفي و رواني، ناكاميها و مورد بيمهري و بيتوجهي والدين قرار گرفتن، سبب ميشود كودك به نوعي واكنش در برابر كمبودها دست بزند. دراينباره، سرقت كه با لجبازي و دروغگويي همراه است، نشانگر ناسازگاري كودك با محيط خانواده و انتقامجويي از والدين است. تحقيقات بسياري كه درخصوص دزدي كودكان صورت گرفته، نشان ميدهد محروميت از مهر و محبت والدين و بخصوص مادر و جداييهاي نسبتا طولاني از مادر در سنين خردسالي، تأثير بسزايي در دزدي سنين نوجواني و بزرگسالي دارد. علل رواني ديگري مانند جبران احساس حسادت و نشان دادن خود، انتقام از والدين به هر علتي، تأمين پول براي صرف ديگران، تنها به دليل جلب محبت و يافتن جاي پايي جديد در ميان دوستان يا اينكه در بين آنان سخاوتمند معرفي شود، نداشتن احساس امنيت، آرزوي به دست آوردن اشياي پرزرق و برق، وجود نامادري و ناپدري، صدمه زدن به ديگران به منظور تخليه عقدههاي رواني، تلاش براي خارج شدن از محدوديت، تقليد از الگوها و نمونههايي كه از طريق وسايل ارتباط جمعي ديده، شنيده يا خوانده است. احساس تنهايي در خانه و رغبت به انجام عمل چشمگير در اين قالب تا خود را از تنهايي برهاند و سختگيريهاي والدين از مواردي هستند كه كودك را وا ميدارند كه دزدي كند. در محروميت مادي نيز زماني كه نيازهاي مادي و چيزهاي مورد علاقه او تأمين نميشود، كودك اقدام به دزدي ميكند. يعني به علت عدم ارضاي نيازهاي مادي از قبيل تغذيه ناكافي، لباس نامناسب، نداشتن پول توجيبي و اسباببازي و مواردي از اين قبيل، كودك دزدي ميكند. در چنين مواردي، انگيزه تملك كه داراي جنبه غريزي نيز هست، فرد را وادار به دزدي ميكند، تنها به اين دليل كه مالك شيئي شود. در علل اجتماعي نيز كودك از الگوهاي خود دزدي را ياد ميگيرد. در يك اجتماع الگوها، پدر و مادر و ديگر اعضاي خانواده، فاميل، دوستان، همكلاسيها و همبازيها، معلم، همسايگان، مسوولان و ادارهكنندگان جامعه و كشور هستند. بعضي كودكان ممكن است يكي از اينها را الگوي خود قرار دهند و از آنان تقليد و به دزدي اقدام كنند. البته وقتي از دزدي حرفي به ميان ميآيد، خيليها فكر ميكنند دزدي يعني از ديوار مردم بالا رفتن يا با اسلحه به كسي يا جايي حمله كردن و مال او را گرفتن و يا برداشتن يا اينكه با موتورسيكلت كيف از دست مردم قاپيدن. در حالي كه كودكان تنها از اين روشها الگو نميگيرند، بلكه بيشتر از دزديهاي غيرمستقيم الگوبرداري ميكنند. مثلا كودكي كه ميبيند پدر او كالاها را انبار كرده و پس از مدتي به چند برابر قيمت ميفروشد، به صورت عملي دزدي را ياد ميگيرد، هر چند پدر او در زبان و گفتار دزدي را زشت ميداند. كودكي كه در كتاب يا مجله ميخواند يا به هر طريقي ميفهمد كه وظيفه فلان ارگان، اداره يا مسوول، انجام كاري است؛ ولي ميبيند آن كار صورت نميگيرد يا كمتر و ناقص صورت ميگيرد، به صورت عملي دزدي را ياد ميگيرد. متأسفانه در جامعه، در مواردي يك آفتابه دزد به اشد مجازات محكوم ميشود، ولي يك دزد حرفهاي چند ميلياردي به مقام و موقعيتي نيز دست مييابد. در چنين مواردي مسلما نه تنها كودكان، بلكه بزرگسالان نيز تشويق به دزدي ميشوند و همه سعي ميكنند در حد بالايي دزدي كنند. بنابراين براي اينكه كودكانمان دزد بار نيايند، سعي كنيم: - خودمان در گفتار و عمل شديدا مخالف دزدي باشيم تا كودكانمان نيز با اين روحيه بار بيايند. - با توجه و محبت خود، نياز كودكمان را به توجه و محبت ارضاء كنيم تا آنان مجبور نباشند براي جلب توجه و محبت دست به دزدي بزنند. - با مشاهده اولين دزدي كودك با برگرداندن آن به صاحبش، به او بفهمانيم كه متوجه شود اعمال و رفتارش تحت كنترل دقيق است و نبايد چيزي كه متعلق به ديگران است، برداشته شود. - روي كودكانمان كنترل داشته باشيم تا با افراد ناباب ارتباط برقرار نكنند. - بكوشيم نيازهاي كودكان خود را برآورده كنيم و اگر امكانات مادي ما اجازه برآوردن نياز كودكمان را نميدهد، با توضيحات كافي ذهن او را روشن و قانع كنيم. - با دادن آگاهي و استدلال، زشت و كريه بودن دزدي را به كودك خود بفهمانيم. - به كودكان خود اعتماد كنيم و هيچ وقت حتي اگر چيزي نيز برداشته باشند، متهم به دزدي نكنيم. - وسايلي كه ممكن است كودك را به وسوسه دزدي بيفكند، از ديد و نظر او دور بگذاريم. - بكوشيم غير از تأمين لباس و غذاي او، مقداري پول توجيبي هم به آنها بدهيم. - سعي كنيم كودك خود را مذهبي بار بياوريم تا كودكمان در مقابل وسوسه دزدي و ديگر وسوسهها و گناهان مقاومت كند و عزت نفس نشان بدهد. - سعي كنيم امكانات سرگرمي و پر كردن اوقات فراغت آنها را فراهم آوريم و طوري براي آنان برنامهريزي كنيم كه انرژي خود را در راههاي سازنده به كار گيرند و ديگر وقت و انرژي نماند كه او به دزدي اقدام كند. - كودكان را از خواندن، شنيدن و ديدن داستانها، فيلمها و برنامههايي كه محتواي آنها دزدي و جنايت است و از وسايل ارتباط جمعي پخش ميشوند، منع كنيم. - با افشاي عمل كودكي كه براي اولين بار دست به دزدي ميزند، او را تحقير نكنيم؛ زير او نزد ديگران آبرو و شخصيت دارد، بنابراين بايد در چنين مواردي عمل نامناسب آنان را در خفا به آنها گوشزد كنيم و از آنها قول بگيريم چنانچه اين كار را تكرار كنند، عمل آنها افشا خواهد شد. - اگر خداي ناكرده به دزدي كودك خود حتم داريم، ديگر او را سؤال پيچ نكنيم، بدون مقدمه وارد شويم و قاطعانه عمل كنيم تا مجبور به دروغ گفتن و دروغگو بارآمدن نشود و شيء دزديده شده را از او بستانيم. - وقتي كودك با چيزهاي تازهاي به خانه ميآيد و ميگويد آنها را يافته يا هديه گرفته است، اين كار منصفانه نيست كه حتما ثابت كنيد چيزي را دزديده است. چون با اين كار ممكن است احتمالا او را براي جرمي كه نكرده است، تنبيه كنيد. درسي كه كودك از اين واقعه ميآموزد، اين است كه خود را از هر موقعيتي كه در آن احتمال دزدي ميرود، دور كند. - اگر فرزندتان دزدي كرد، از خود بپرسيد آيا او را از وسيله مورد علاقهاش محروم نكردهايد. |+| نوشته شده توسط سینا در سه شنبه یازدهم تیر 1387 و ساعت 10:24 وقتی در رفاقت می بازیم..:
منبع: جام جم. هر يك از ما بدون دانش خاص ميتوانيم اشخاصي را كه به لحاظ ارتباطي موفقترند، شناسايي كنيم. اين افراد آنهايي هستند كه ديگران معمولا تمايل خود را براي ارتباط با آنها ابراز ميكنند. چنين اشخاصي براحتي و با گشادهرويي با ديگران رابطه برقرار ميكنند، به طور اثربخشي صحبت ميكنند، احساسات منفي خود را به ديگران به طور محترمانه ابراز ميكنند، اخبار و سياستهاي خود را بوضوح در طول صحبت انتقال ميدهند و تماس خود با ديگران را با به جا گذاشتن يك احساس مثبت در آنها پايان ميبخشند. در ارتباطات اداري يك ارتباط موفق بر اساس توانايي بيان واضح ديدگاهها و نظرات شخصي و يا مخالفت كردن بدون بر جاي گذاشتن احساس مورد حمله واقع شدن در فرد مقابل مشخص ميشود.
در يك مصاحبه شغلي، يك ارتباط اثربخش در قالب توانايي متقاعدكردن مصاحبهگر به اينكه من فردي شايسته، مسوول و مناسب شغلي معين هستم، تعريف ميشود. در زندگي خانوادگي نيز يك ارتباط موفق براساس توانايي بيان روشن افكار، احساسات، نيازها، درك موقعيت فرد مقابل در پاسخگويي به ديدگاهها و نيازهاي ابراز شده، حساسيت در تشخيص افكار، احساسات و نيازهاي فرد مقابل، توانايي گفتگو براي حل اختلافات و ارائه راهحلهاي سازنده تعريف ميشود. طبقهبندي سبكهاي ارتباطي براساس رفتار يكي از ضروريات برقراري ارتباط سازنده توانايي اشاره عيني، مشخص و جزيي به رفتارهايي است كه موجب سوءتفاهم ميشوند. گاهي برداشتهاي ما از رفتار ديگران بيش از آنكه عيني و دقيق باشد، حاصل ذهنيت كلي، مبهم و نامشخص ماست. |+| نوشته شده توسط سینا در سه شنبه یازدهم تیر 1387 و ساعت 10:23 چه کرده ای؟
در پايان زندگي از روي تعداد مداركي كه گرفته ايم، مقدار مالي كه اندوخته ايم و كارهاي بزرگي كه به انجام رسانده ايم، درباره ما قضاوت نخواهند كرد.
بلكه از ما خواهند پرسيد؟ آيا گرسنه اي را سير كرده اي، برهنه اي را لباس پوشانده اي و بي خانه اي را پناه بخشيده اي؟ گرسنه نه فقط لقمه اي نان ، كه گرسنه عشق برهنه نه فقط از تن پوش ، كه برهنه از عزت و احترام انساني و بي خانمان نه فقط از خشت و گل ، كه بي خانمان به سبب طرد و رانده شده.
|+| نوشته شده توسط سینا در یکشنبه دوم تیر 1387 و ساعت 18:52 10 نکته برای جلوگیری از اضافه وزن در تعطیلات:
منبع: مردمان. تعطیلات پیش روی ماست و این یعنی می توانیم از خوشمزه ترین و محبوبترین غذاها و دسرهای فصلی که همه سال چشممان به دنبالشان بوده، لذت ببریم. وقتی تعطیلات بیشتر باشد، مطمئناً میهمانی ها هم بیشتر خواهد بود و باز آمار این خوردنی های لذیذ هم بیشتر می شود. مطمئن هستم که می دانید این غذاهای خوشمزه چه بلایی سرمان خواهد آورد. بله درست حدس زدید؛ اضافه وزن. تحقیقات نشان داده است که مردم در دوران تعطیلات بیشتر از زمانهای عادی وزنشان بالا می رود و این وزن اضافه طی سالها روی هم جمع می شود و منجر به چاقی می شود. اضافه کردن وزن خیلی راحت تر از کم کردن آن است به همین خاطر وقتی حتی فقط نیم یا یک کیلو هم وزنتان طی تعطیلات بالا می رود، این احتمال وجود دارد که نتوانید آن را پایین بیاورید. اما می توانید از همین حالا برنامه ریزی کنید که طوری از تعطیلاتتان لذت ببرید که دور کمرتان یک سانت هم بیشتر نشود. این 10 نکته را دنبال کنید تا از اضافه وزن دوران تعطیلات در امان بمانید. طی روزها تعطیل به طور منظم از غذا و تنقلات استفاده کنید ممکن است بخواهید یک روز از صبح تا شب چیزی نخورید تا بتوانید در مهمانی شب به اندازه کافی از غذاها و دسرهای خوشمزه استفاده کنید. بااینکه این فکر منطقی به نظر می رسد، اما نخوردن غذا قبل و بعد از یک مهمانی هیچ کمکی به شما نخواهد کرد. فقط متابولیسم شما را کند می کند و اگر گرسنه به مهمانی برسید، مطمئناً انتخاب های ضعیفتری هم خواهید داشت و خیلی خیلی بیشتر خواهید خورد. برای جلوگیری از پرخوری از آشپزخانه بیرون بیایید وقتی بشقاب غذایی که کشیده بودید را کامل خوردید، به اتاق دیگری بروید و خودتان را مشغول صحبت با کسی یا انجام فعالیتی کنید تا فکرتان از غذا بیرون بیاید. اگر مجبورید که برای تمیز کردن در آشپزخانه بمانید، یک تکه آدامس به دهانتان بیندازید تا دیگر به مانده های غذا ناخنک نزنید. با اینکار از مصرف 300-200 کالری اضافه که فقط با کمی ناخنک زدن به غذا ایجاد می شود، جلوگیری می کنید. از لیست غذای روز تعطیل انتخاب های سالمی داشته باشید غذاهای روز تعطیل لازم نیست حتماً انباشته از روغن و کره و پنیر و شکلات باشد تا خوشمزه به نظر برسد. خیلی از غذاها از سبزیجات تازه درست شده اند که انتخابی بسیار سالم می تواند باشد. تا آنجا که می توانید غذاهایی را انتخاب کنید که کالری، چربی و قند کمتری داشته باشند. برای سوزاندن کالری های اضافی ورزش کنید درست است که همه برای روزهای تعطیل خود برنامه دارند اما اگر 30 دقیقه در روزتان را برای فعالیت فیزیکی وقت بگذارید مطمئن باشید که چیزی را از دست نمی دهید. با سوزاندن حداقل 300 کالری در روز اضافه بر آن چیزی که می سوزانید، دیگر از شر اضافه وزن خلاص می شوید. به کیفیت غذاها توجه کنید نه کمیت آنها لازم نیست حتماً یک تکه از هر غذایی که در مهمانی وجود دارد بخورید. دو تا سه مدل غذایی که به نظرتان خوشمزه تر می آید، کافی است. دقت کنید که از هر غذا مقدار کمی برای خود بکشید چون این غذاها معمولاً پرکالری تر از غذاهایی هستند که به طور معمول استفاده می کنید. از کشیدن دوباره غذا خودداری کنید در مهمانی ها چون غذاها معمولاً به صورت سلف سرویس عرضه می شود، این احتمال که به سمت دوباره کشیدن غذا کشیده شوید خیلی زیاد است. اما اگر می خواهید دچار اضافه وزن نشوید، یکبار بشقابتان را پر کنید و دیگر سراغ میز غذاها نروید. آخر صف غذا کشیدن بایستید اگر اول همه غذایتان را بکشید زودتر از همه هم غذایتان را تمام می کنید و چون می بینید همه هنوز مشغول خوردن هستند، ممکن است دوباره وسوسه شوید که غذا بکشید تا همرنگ جماعت شوید. اگر صبر کنید و اجازه بدهید تقریباً بقیه افراد غذایشان را بکشند و بعد شما سراغ غذا کشیدن بروید، جای شما با آنها عوض خواهد شد. هدیه هایی سالم و غیرغذایی برای دوستانتان ببرید آیا واقعاً لازم است که خودتان شیرینی، شکلات یا کارامل درست کنید تا هدیه ببرید؟ بااینکار فقط کاری های مصرفی خودتان را بیشتر می کنید چون حین درست کردن این دسرهای خوشمزه وسوسه می شوید، کمی از ته طرف و سر طرف ناخنک می زنید یا حتی ممکن است کمی هم برای خودتان کنار بگذارید. خیلی از افرادیکه این هدایا را هم می گیرند ممکن است نگران اضافه وزن دوران تعطیلات خود باشند و اگر شما چنین هدایای چاق کننده ای برایشان نبرید مطمئناً از شما متشکر خواهند بود. به جای خوراکی و خوردنی، یک هدیه کوچک برایشان ببرید مثل، شمع، کتاب، یا از این قبیل. برای جلوگیری از وسوسه ها، از قبل برنامه بریزید اگر در اداره ای کار می کنید، مراقب خوراکی های پرکالری که همکارانتان می آورند که با هم بخورید باشید. شما هم تنقلات سالم خودتان را سر کار ببرید تا از فرط گرسنگی مجبور نشوید در تنقلات آنها شریک شوید. یادتان باشد نوشیدنی ها هم در شمارش کالری ها به حساب می آیند مراقب باشید که چه میزان کالری هم از آب میوه ها، نوشابه ها و نوشیدنی های حاوی قند و الکل وارد بدنتان می کنید. این نوشیدنی ها هم کالری اضاف وارد بدنتان می کنند و هم جلوی اشتهایتان برای غذا را هم می گیرند. اگر می خواهید کمی بیشتر از خوردن غذاها لذت ببرید، با محدود کردن نوشیدنی های مصرفی خود، کالری ها را برای غذا ذخیره کنید. تعطیلات را جشن بگیرید و از اضافه وزن هم جلوگیری کنید تعطیلات زمانی است که می توانید از بودن کنار دوستانتان و بله، غذاهای خوشمزه لذت ببرید. پس چرا معطل هستید، مشغول شوید اما یادتان باشد هر قدمی که برمی دارید را منطقی بردارید. فقط غذاهایی را انتخاب کنید که واقعاً دوست دارید و کالری های بیشتری را برای خوردن غذاهایی که به اندازه ظاهرشان جالب نیستند، هدر ندهید. با رعایت کردن نکاتی که در بالا ذکر کردیم، مطمئن هستم که هم می توانید از تعطیلاتتان لذت ببرید و هم دچار اضافه وزن نشوید. |+| نوشته شده توسط سینا در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 و ساعت 10:41 آیا از زندگی خود راضی هستم؟
منبع: مجله شادکامی و موفقیت. دکتر علیرضا آزمندیان. من به عنوان کسی که روح و جسمم با هم به آشتی و تفاهم رسیدهاند و هر یک در خدمت دیگری است، هر صبح که چشم میگشایم و از خواب برمیخیزم، میبینم که هدیهی زندگی را با احترام تمام، تقدیمم میکنند. هدیهای که چون به آن مینگرم، جز آرامش و رضایت، جز انبساط خاطر و سلامت، چیزی در آن نمیبینم، آری، من از زندگیام، راضیام چرا که این هدیه را از دست خدای رحمان گرفتهام. من هرگز به انتظار دیگران نمینشینم و وقت ارزشمند و گرانبهای خود را صرف انتظار برای آمدن آنانی که شاید هرگز نیایند و شاید هرگز به نیازم پینبرند، تلف نمیکنم. لازم نیست نیمهی مکمل کسی باشی یا کسی بیابد و نیمهی ناتمام تو را کامل کند، زیرا ارتباطی اینگونه و دیدگاه و نگرشی اینچنین، از همان ابتدا محکوم به شکست است. همین که فکر ناقص بودن را به ضمیر ناخوآگاه خود راه میدهی، ناخودآگاه، ضعف، کمبود، احساس عدم شایستگی و عدم اعتماد به نفس را به خویش القا کردهای. شاید ابراز رضایت از خود، قدری خودخواهانه به نظر برسید چرا که از همان دوران کودکی به تکتک ما آموختهاند که همیشه باید متواضع و فروتن باشیم و ابراز وجود نکنیم. اما من خوب میدانم که تعریف کردن از خود اگر همراه با بلوف و خیالپردازی نباشد و صحبت از تواناییها و استعدادهای خود اگر بدون هر گونه اغراق و تظاهر صورت پذیرد، سرشار از موجها و پیامهای مثبت است و قبل از آن که دیگران را هدف قرار دهد، به خود ما باز میگردد و بر اعتماد به نفس، خودباوری و خودشکوفایی ما میافزاید انسانهای بزرگوار، دیگران را به خاطر آنچه هستند و آنچه کردهاند، میبخشند و به خودسازی و زیباسازی خویش میپردازند تا از رهگذر تغییری که در خود پدید میآورند، به دیگران نیز راه را نشان دهند که زندگی و شخصیتشان را متحول نمایند. خواستهها و آرزوها، یکی پس از دیگری از راه میرسند و هر کدام که برآورده میشوند، اعتبار خود را از دست داده و از چشم انسان میافتند و آرزویی بهتر و آرمانی شگفتتر، جایگزین آنها میگردد. کسی میتواند از زندگی خود راضی باشد که روح کمالطلب و روان فزون خواه خود را بشناسد و فکر نکند که چون آرزوهایش را پایانی نیست، پس فرد خودخواه و سیریناپذیریست و به این ترتیب، به شخصیت خود برچسب منفی بزند و استعداد درک حقیقت را در خود کور کند. من از زندگیام راضیام. عشق میورزم و به من عشق میورزند. مهربانی میکنم و مهربانی به من روی میآورد. دست افتادگان را میگیرم و ایستادگان دست مرا میگیرند. زیبا میبینم و زیبایی در زندگیام تجلی مییابد. مهر میورزم و مهرورزان از راه میرسند میبخشم و مرا میبخشند و میخندم و دنیا به رویم لبخند میزند. بهراستی که زندگی، آنگاه به حد کمال میرسد و انسان، آن زمان احساس رضایت و خوشبختی میکند که احساس کند فرماندهی یک زندگی است. در این دنیا، هیچچیز مطلق نیست و هیچکس نیز نمیتواند بینقص باشد. همهی بعدهای زندگی، رو به یگانگی دارند و همهی ذرههای وجود، به سوی وحدت پیش میروند. همه میروند تا به سرچشمهی کمال بپیوندند و کامل شوند. رضایت و نارضایتی، زاییده ی باورها و حاصل اندیشههای ماست، ناشی از برداشت و تفسیریست که از رویدادهای زندگی داریم. خاطرههای سرکوب شده، عقدههای فرو خفته، احساس گناه، احساس مقصر بودن و پذیرفتن نشدن و... همگی در عمق وجود ما خفتهاند و هنگام برداشتها و تعبیرهایی که از رخدادها داریم، سر برمیآورند و خود را نشان میدهند.
تنها تویی که میدانی شایستهی عشق هستی و لیاقت زندگی کردن داری. تو اکنون همهچیز را متفاوت از گذشته میبینی، چرا که تحولی در رکنهای وجودت به وقوع پیوسته و اینک نور حقیقت و معرفت بر ساحت وجودت، تابیدن گرفته است. |+| نوشته شده توسط سینا در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 و ساعت 21:3 در لحظه زندگی کنید:
قطعه ی زیر را یک پیرمرد هشتادو پنج ساله در آستانه ی مرگ نوشته است
|+| نوشته شده توسط سینا در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 19:2 چیزهای مهم:
ارسالی از محمد رضا مهتدی. استاد مقابل کلاس فلسفه خود ایستاد و چند شیء رو روی میز گذاشت. وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه ی خالی بسیار بزرگ سس مایونز رو برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد. بعد از شاگردان خود پرسید که آیا این ظرف پر است؟ و همه موافقت کردند. |+| نوشته شده توسط سینا در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 18:50 چگونه پدر خوبی باشیم؟
منبع: مردمان. اگر به تازگی خبردار شـده اید کـه همسرتـان بـاردار است، اگر احساس شوک، هراس، دست پاچگی، و ترس می کنید و یا فکر می کنید که هنوز آمادگی آنرا ندارید، ناراحت نباشید، تنها نیستید و خیلی های دیگر هم مثل شما هستند. این هم مثل هر تغییر عمده دیگر در زندگی، نیاز به یکسری اصلاحات و تعدیلات خاص دارد. و اگر این بارداری ناخواسته بوده—که به جرات می توان گفت نیمی از بارداری ها ناخواسته است—ممکن است احساسات در شما شدیدتر هم باشد. لازم نیست به خاطر داشتن چنین احساسی، احساس گناه یا اضطراب کنید؛ این مسئله کاملاً طبیعی است. گرچه نمی توانید از بروز چنین احساساتی جلوگیری کنید، اما راه هایی هست که از طریق آن بتوانید راحتی بیشتری با این بارداری، تصور پدر شدن و آمادگی های لازم برای آن پیدا کنید. ممکن است پدر شدن در ابتدای بارداری همسرتان توام با ترس و تردید باشد. شاید هربار که درمورد آن فکر می کنید، بدترین داستان ممکن به ذهنتان می رسد. در اینجا به برخی جزئیات و سوالاتی که ممکن است از همان ابتدا به ذهنتان رسوخ کند اشاره می کنیم و درضمن ایده هایی برای کمک به شما پیشنهاد می کنیم. آیا من قدرت نگهداری و مراقب از یک بچه را دارم؟ هیچ کس با علم و دانش این مسائل به دنیا نمی آید—نه حتی همسر باردارتان—به همین خاطر است که کلاسهای مخصوص بچه داری و بارداری وجود دارد. برحسب آنچه در منطقه شما موجود است، می توانید در کلاسهای بارداری شرکت کنید، حتی وقتی تازه 12 هفته از بارداریتان گذشته است. همچنین در بعضی مناطق کلاسهایی وجود دارد که فقط مخصوص کسانی که برای بار اول پدر می شوند تشکیل شده است. در بسیاری از این کلاسها، شما یاد می گیرید چطور پوشک بچه عوض کنید، بچه را بغل کنید، به بچه غذا بدهید و چه بکنید که بعد از غذا آروغ بزند، بچه را بخوابانید، صندلی بچه را در ماشین نصب کنید، و محیط خانه را برای بچه آماده کنید. همچنین یاد می گیرید که وقتی به بیمارستان می رسید ماشینتان را کجا پارک کنید، با وضع حمل چطور برخورد کنید، و وقتی از بیمارستان می آیید با بچه و همسرتان چطور برخورد کنید. در کنار این آموزش ها، با مردان دیگری هم برخورد کرده و آشنا می شوید که همان تجربه را از سر می گذرانند و ممکن است احساساتی مشابه شما داشته باشند. این می تواند کمک بزرگی برای شما باشد. پرستاران و آموزش دهنده های مراقبت از نوزاد که این کلاسها را اداره می کنند، با پدرهایی روبه رو بوده اند که وضعیت روانی و احساسی مشابه شما داشته اند، پس لازم نیست از کمک خواستن از آنها واهمه داشته باشید یا خجالت بکشید. چطور باید پدر خوبی باشم؟ یادتان باشد اجباری نیست که از عهده همه مسئولیت های پدری یکدفعه ای برآیید. در سالهای اول، بیشتر مسئولیت پدری شامل مهارت هایی می شود که می توانید با تمرین و یادگیری آنها را تقویت کنید. می توانید خیلی از این مهارت ها را در کلاس های مخصوص و ویژه بارداری و بچه دار شدن یاد بگیرید. این هم مثل نقش ها مختلف دیگری می ماند که در زندگی عهده دار می شوید. وقتی ازدواج کردید، به طور خودکار نمی دانستید که چطور شوهر خوبی باشید. با گذشت زمان در کنار همسرتان آن را آموختید. قبل از اینکه بخواهید برای فرزندتان قانون و مقررات بگذارید، به او رانندگی یاد بدهید، راهنمای اخلاقی او شوید، و درمورد انتخاب شغل حمایتش کنید، زمان بسیار زیادی دارید. همه این فرصت ها برای آموزش فرزندتان یکی یکی پیش می آید و وقتی زمانش برسد، درست مثل یک پیشرفت طبیعی می ماند. اگر نیاز به راهنمایی داشتید، منابع بسیار زیادی برای شما در جامعه وجود دارد. صحبت کردن با پدرهای دیگر و استفاده از تجربیات آنها می تواند بسیار کمک کننده باشد. اگر احساس می کنید مسئله و مشکلی درمورد پدر خودتان دارید که باید حلش کنید، ایده بسیار خوبی است که قبل از به دنیا آمدن بچه با کسی در اینباره صحبت کنید—مثلاً یک مشاور یا یکی از اعضای خانواده—تا مانعی بر سر راه رابطه تان با فرزندتان ایجاد نکند. چطور باید از عهده هزینه های اینکار برآیم؟ جای سوال نیست که غذا دادن، لباس پوشاندن، و آموزش دادن به یک انسان دیگر هزینه های بسیار زیادی را برایتان می تراشد. اما راهکارهایی هست که برای کاهش استرستان درمورد هزینه های مالی این مسئله می توانید انجام دهید. خوب است که بلافاصله بعد از به دنیا آمدن بچه، برآوردی از هزینه های احتمالی خود انجام دهید. بیمه گذار شما، کارفرمایتان، یا کارفرمای همسرتان می توانند برآوردی از هزینه ها برای شما انجام دهند. خیلی از اداره ها و شرکت ها وام های ویژه ای را برای افرادی با شرایط شما اختصاص می دهند و می توانید در این رابطه از کارفرمای خود سوال کنید. همچنین می توانید از یک برنامه ریز مالی برای مدیریت مالی راهنمایی بگیرید. همچنین می توانید با والدینی که تازه پدر یا مادر شده اند در این باره صحبت کنید، از تجربیات آنها استفاده کرده و درمورد هزینه های غیرقابل پیشبینی و غیرمنتظره سول کنید. می توانید یک حساب بانکی باز کنید و در آن برای هزینه های جدید فرزندتان پس انداز کنید. می توانید هر هفته چند هزار تومان را برای خرید پوشک بچه و وسایلی از این قبیل پس انداز کنید. روزی که فرزند شما به این دنیا می آید، نیاز های مالی کوچک و بزرگ او شروع می شود. یادتان باشد هزینه های زیادی هم برای بارداری همسرتان و نوزاد تازه به دنیا آمده تان هم هست که نیازی نیست پرداخت کنید. برای مثال، اگر شما و همسرتان تصمیم بگیرید که نوزادتان از شیر مادر تغذیه کند، می توانید هزینه مربوط به خرید شیر بچه را در ماه های اول پس انداز کنید. همچنین، خیلی از خانواده ها لباسهای نوزادی فرزندانشان را به نوزادان تازه به دنیا آمده دیگر می دهند. آیا این انتهای استقلال من است؟ پدر شدن مساوی پایان فعالیت های لذت بخش زندگیتان نیست. درست است ممکن است نتوانید در چند ماهه اول به اندازه کافی بخوابید یا برای خودتان وقت داشته باشید. اما کم کم با بزرگتر شدن بچه فراغت بیشتری پیدا می کنید، چون فرزندتان دیگر می تواند ساعت های طولانی تری بخوابد و شما و همسرتان فرصت هایی برای انجام فعالیت هایی که از آن لذت می برید، به همراه هم یا به تنهایی، پیدا خواهید کرد. همچنین، مهم است که در این دوران دوش به دوش هم کار کنید، و مسئولیت های بچه داری را در کنار هم انجام دهید. همچنین به یاد داشته باشید که در سالهای اول زندگی، می توانید فرزندتان را هم در فعالیت هایتان شرکت دهید. مثلاً وقتی یک مسابقه فوتبال تماشا می کنید یا روزنامه و کتاب می خوانید، فرزندتان را می توانید کنارتان بنشانید. حتی می توانید فرزندتان را در کالسکه گذاشته و با او به پیاده روی بروید. خیلی خوب است که با کسانیکه آنها هم به تازگی بچه دار شده اند، آشنا شوید. آنها می توانند تجربیاتشان را در اختیار شما گذاشته و از تجربیات شما استفاده کنند. یادتان باشد خیلی ساده است که تصور کنید وقتی بچه تان به دنیا می آید، همه اوقات فراغتتان را از دست می دهید اما باید تازمانیکه فرزندتان به دنیا می آید صبر کنید تا ببینید چقدر از بودن کنار او لذت می برید. |+| نوشته شده توسط سینا در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:24 ثبات خانواده:
منبع: جام جم. آثار منفي طلاق براي همسران و فرزندان بسيار زياد است. به دلايل گوناگون شمار اندكي از زندگيهاي مشترك در جامعه ما به طلاق ميانجامد، اما اين تمام ماجرا نيست. نبود عشق و محبت كه به نسبتها و شدتهاي گوناگون نمود پيدا ميكند، جلوههاي بسيار متفاوتي ميتواند بيابد كه دلزدگي در روابط زناشويي و نارضايتي از زندگي مشترك، نمونه آن است حتي اگر منجر به طلاق نشود. براي حفظ خانواده از فروپاشي بايد از همان آغاز مراقب بود و كنترلهاي لازم را انجام داد. عواملي كه سبب حفظ خانواده از خطر و آلودگيها ميشود، زياد و متنوع است؛ زيرا بخشي از آنها به خود زن و مرد، بعضي به اجتماع و برخي نيز به دولت و حكومت برميگردد.
كمسن و سالي زن و مرد، تفاوت زياد در بهره هوشي، چگونگي روابط كلامي و غيركلامي، اختلاف زياد در تحصيلات، توقع مادي زياد در خانواده، بيماريهاي جسماني كه سازگاريهاي جديتري را ميطلبد، اعتياد، نازايي زن يا مرد، بيتوجهي اعضاي خانواده به باورهاي ديني و انجام رفتارهاي خارج از محدوده مجاز شرعي، آزار دادن والدين و ناخشنود كردن آنها از جمله عوامل پيدايش اختلافهاي خانوادگي است. از سوي ديگر عواملي چون پاكي، تقوا، حفظ عفت، رعايت حقوق، شركت در غم و شادي يكديگر، وجود فرزند، محدود كردن خواستهها، تحمل يكديگر، پاكي مردم، نظارت اجتماعي، كنترل عوامل مزاحم، كنترل مراكز فساد، اجراي قوانين، ارشاد عمومي، تشويق به ازدواج، آسانسازي ازدواج، دادن امتياز شغلي به متاهلها و كنترل مساله طلاق همگي ميتواند در حفظ و ثبات حيات خانواده موثر باشد. طلاق عاطفي گذر سريع زمان در عصر ارتباطات و فناوري، انسانها را از هم دور كرده است. زندگي شتابزده امروزي ديگر وقتي براي باهم بودن را براي اعضاي خانواده باقي نميگذارد. اگر كسي بر مبناي مطالعات انجام شده ادعا ميكند زوجهاي ايراني طي 24 ساعت شبانهروز تنها 17 دقيقه با يكديگر گفتگو ميكنند، شايد زياد بيراه نگفته باشد. خانواده سالم اساس و بنيان جامعه سالم، خانواده سالم و با نشاط است؛ اما خانواده سالم چگونه خانوادهاي است. خانواده سالم خانوادهاي است كه به طور بنيادين از سلامت، آرامش رواني و معنوي هر يك از اعضاي خانواده حمايت ميكند. در چنين خانوادهاي فضاي مقتدرانه وجود دارد، ولي اين اقتدار انعطافپذير است. در كنار اين موضوع هر عضو خانواده جايگاهي براي خود دارد كه براي ديگر اعضاي خانواده داراي اهميت است. سرمايهگذاري بر خانواده سرمايهگذاري و توجه هر بيشتر به خانواده، امروز بيش از هر زماني در گذشته مطرح است؛ حتي دولتها توجه خاص نسبت به رشد و توسعه كيفي خانواده مبذول داشتهاند و با در اختيار قراردادن امتيازات، تسهيلات رفاهي، آموزشي، مشاورهاي و به طور كلي بالا بردن بهداشت و سلامت خانواده، سعي بر اين دارند تا خانواده از كيفيت بالاتري برخوردار شود. يقينا ارتقاي كيفي خانواده، تاثير مستقيمي بر تربيت نسلهاي نورس و آينده جامعه خواهد داشت. |+| نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:23 برای شاد بودن شکرگذار داشته هایتان باشید:
آنچه که ما از زندگی می خواهیم، خوشبختی است. خوشبختی فقط آن چیزی نیست که وقتی آنرا داشته باشیم احساس کنیم، بلکه آن چیزی است که آرزو داریم به آن برسیم. اگر به جای اینکه همه تمرکز و حواسمان روی قصد و نیتمان باشد، فقط روی خوشبخت بودن با هر چه که داریم متمرکز شویم، آشکار کردن قصد و منظورمان خیلی راحت تر خواهد بود. پس سعی کنیم کمتر از چرخ گردون برای داشتن یا نداشتن فلان چیز و بهمان چیز سوال کنیم و برای هر چه که برایمان پیش می آید، قدردان و شکرگذار باشیم. آن زمان است که حس راحتی و لذت کامل را از زندگی خود می بریم. خیل اوقات بدون اینکه بدانیم با توجه بیش از حد روی نیت و مقصودمان، آن را بد نشان می دهیم. وافعیت این است که توجه و تمرکز زیاد روی قصد و نیتمان فقط این واقعیت را تشدید می کند که این اهداف و مقاصد وجود ندارند و درنتیجه ما تلاش می کنیم که نشان دهیم آنها هستند. این ایده که ما باید همیشه اوقات روی نیت و مقاصدمان تمرکز داشته باشیم کاملاً نادرست است. برای نشان دادن آرزوها و امیال خود، باید با تحقق این آرزوها در هماهنگی و هارمونی باشیم. این یعنی باید طوری فکر کنید، احساس کنید یا عمل کنید که گویی امیال و خواسته هایتان تحقق یافته اند. اگر همه خواسته هایتان به عرصه ظهور رسیده اند، دیگر تلاشی برای آشکار ساختن چیزی نمی کنید، بلکه از آنچه دارید لذت می برید و قدردان و سپاس گذار آن هستید. شما از همه آنچه که در زندگی خود دارید شاد و راضی هستید، از داشتن آن لذت می برید و کاملاً زندگی خود را دوست می دارید. این دقیقاً همان وضعیتی است که باید داشته باشید تا در هماهنگی و هارمونی با امیال و آرزوهای خود قرار گیرید. این رمز کار است. یعنی باید سعی کنید تا آنجا که می توانید شاد و خوشبخت باشید. همه ما همیشه سعی می کنیم تا آنجا که می توانیم یاد بگیریم که چطور امیال و آرزوهایمان را عملی کنیم اما هنوز هیچوقت به آن اندازه که می خواهیم یا با آن سرعت که دوست داریم موفق به انجام اینکار نمی شویم. متوجه نیستیم که کارمان را اشتباه انجام می دهیم. وقتی سعی می کنیم چیزی خلق کنیم، همیشه می گوییم فلان چیز کم است، بهمان چیز را نداریم. سعی می کنیم همه چیز را تغییر دهیم چون آنطور که هستند برای ما قابل قبول نیست. اتفاقی که می افتد این است که موقعیت هایی را پشت سر هم می سازیم که برای نرسیدن ما به هدفمان طراحی شده است نه رسیدن به آن. تناقض آن اینجاست که ما وقتی شروع به خلق چیزی که میخواهیم می کنیم، دیگر برای آن تلاش نمی کنیم. به همین دلیل است که منصرف شدن و رها کردن امیال و آرزوهایمان به دست روزگار، قواین قدم است که شاید معجزه بالاخره رخ دهد. ما دست از تلاش کردن برای رسیدن به مقصودمان برمی داریم و ادعا می کنیم که همه چیز همان طور که در حال حاضر هست، خوب است. وقتی دست از تغییر دادن همه چیز برمی داریم و همه چیز را همانطوری که هست قبول می کنیم، در کوتاه زمانی میبینیم که آنچه میخواستیم، یعنی همان آرزوی همیشگیمان، مثل معجزه در زندگیمان نمودار می شود. پس به جای تغییر دادن همه چیز و ساختن آن چیزی که می خواهید، اجازه بدهید به طور ناخودآگاه همانی که هستید و همان چیزهایی که دارید را دوست داشته باشید و قبول کنید که هیچ اشکالی ندارند. وقتی اینکار را می کنید، به جای اینکه در زندگی کمبود و فقدان داشته باشید، احساس رضایت خواهید کرد. وقتی در مشکلات زندگی گرفتار می شویم، دیگر از آنچه که داریم لذت نمی بریم و با آن خوشبخت نیستیم، و همیشه به چیزی فکر می کنیم که نداریم و دوست داریم داشته باشیم. و هیچوقت قدر چیزهایی که داریم را نمی فهمیم مگر وقتی که آن چیزها را از ما می گیرند. پس سعی کنیم هر چه که در زندگی خود داریم را تا آنجا که می توانیم دوست داشته باشیم و قدر آن را بدانیم. مطمئناً خیلی خوشحال خواهید شد اگر بفهمید آنچه که می خواستید و آرزو داشتید را به دست آورده اید. وقتی به خودمان اجازه بدهیم که همه چیزهای خوب زندگی را درک کرده و دوست داشته باشیم، زندگیمان سراسر لذت خواهد شد.
به جای اینکه فقط به خاطر اینکه چیزی را در زندگیمان نداریم، به دنبال آن باشیم، خوب است که اطمینان کنیم و فکر کنیم به هرچه که می خواستیم رسیده ایم و شکرگذار باشیم. در این حالت به جای اینکه چیزی بسازید، با همان چیزهایی که دارید شاد و راضی خواهید بود. گرچه دوست دارید چیزی بسازید و خلق کنید، اما تمرکز و توجه اصلی شما در این خواهد بود که از انجام آن لذت ببرید و نتیجه ای که به دست می آورید در درجه دوم اهمیت قرار می گیرد. وقتی باور کنید که به آنچه خواسته بودید، رسیده اید، دیگر برای به دست آوردن آن خودتان را به در و دیوار نمی زنید. در این صورت شاد و آرام به کارتان ادامه می دهید و به جای اینکه مدام نگران باشید که آیا به آن می رسید یا نه، با اطمینان منتظر آن می مانید. در این شرایط آزادی بیشتری را در زندگی تجربه می کنید. یادتان باشد، اگر در حال حاضر به همه آرزوهایتان رسیده باشید و هرچه میخواستید را به دست آورده باشید، از زندگی لذت می برید و قدر چیزهایی که دارید را می فهمید. اگر بخواهید با رویاها و آرزوهایتان در هماهنگی و هارمونی باشید، باید چنین جالتی داشته باشید. به جای اینکه برای خود آرزوسازی کنید، سعی کنید یاد بگیرید برای هرچه که در زندگی برایتان پیش می آید قدردان باشید. سعی کنید از زمان حال و آنچه که دارید لذت ببرید و آخر اینکه سعی کنید آنطور که باید و شاید خوشبخت باشید. اگر همه خواسته هایتان به عرصه ظهور رسیده اند، دیگر تلاشی برای آشکار ساختن چیزی نمی کنید، بلکه از آنچه دارید لذت می برید و قدردان و سپاس گذار آن هستید. شما از همه آنچه که در زندگی خود دارید شاد و راضی هستید، از داشتن آن لذت می برید و کاملاً زندگی خود را دوست می دارید. این دقیقاً همان وضعیتی است که باید داشته باشید تا در هماهنگی و هارمونی با امیال و آرزوهای خود قرار گیرید. این رمز کار است. یعنی باید سعی کنید تا آنجا که می توانید شاد و خوشبخت باشید. |+| نوشته شده توسط سینا در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 21:23 انضباط چیست؟
ممکن است خیلی ها ندانند انضباط چیست ، یا خیلی ها بدانند ولی نخواهند از آن استفاده نمایند ، امروز می خواهیم انضباط را در موارد های مختلف بررسی کنیم ،تا ببینیم این انضباطی که مورد نظر ماست اصلا واقعیت دارد یا خیر ویا چقدر روی کارهامون اثر بخشی دارد ، چقدر می توانیم وقتی انضباط داشته باشیم در کار های روزانه خود موفقیت داشته باشیم ،اگر انضباط نداشته باشیم چه بهم ریختگی هایی خواهیم داشت ،انضباط انواع مختلف دارد که عبارتند از : انضباط خانوادگی ،انضباط اداری ، رانندگی ، بر خورد اجتماعی ،داشتن انضباط در روابط خود با دیگران ، انضباط در چیدن وسایل محل کار یا وسایل خانگی و آخرین انضباط ومورد بحث امروز ما انضباط در مدارس می باشد ، انضباطی که مدیران مدارس به دانش آموزان خود می دهند که این انضباط فردا در مدرک تحصیلی آنان نوشته می شود وبرای استخذام شدن کارایی دارد . نظم در هر کاری خوب است ، لازم است نظم باشد ،اگر نظم نباشد، کار ها به هم میریزند و این بهم ریختگی باعث میشود که خیلی از کار ها درست ، به موقع انجام نگیرید برای همین امر هم است که در ادارات دوایر مختلفی را دائر می کنند، تا مردم بتوانند از طریق این دوائر کارهای خود را انجام دهند ، اگر این نظم اداری نباشد بهم ریختگی باعث میشود که خیلی از امور جا به ماند وانجام نشود امید براین است که مدیران کشور ما در هر مقطعی هستند مدیریت خوبی داشته باشند نه این که مدیریت نا صحیحی داشته باشند که عدم مدیریت باعث عقب ماندگی ما خواهد شد. موفق وجاری باشید |+| نوشته شده توسط سینا در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 و ساعت 20:44 چيزي به نام " شكست" وجود ندارد:
منبع: مردمان. "شکست" نقطه ی مقابل "موفقیت" نیست. ترجیحاً باید اظهار داشت که بهتر است نقطه ی متضاد موفقیت را عواملی نظیر بی تفاوتی و سهل انگاری در نظر بگیریم چراکه بی تفاوتی و بی مسئولیتی می تواند ما را در جاده توهم و بی میلی قرار دهد. در این شرایط بیهوده تلاش می کنیم و اهداف غیر واقعی برای خود قائل می شویم و متاسفانه نمی توانیم به خواست های خود جامه ی عمل بپوشانیم. از سوی دیگر اگر بخواهیم موفقیت را بررسی کنیم باید اذعان بداریم که مقوله مذکور صرفاً در "رسیدن" و "ثمر یافتن" است که می تواند معنا پیدا کند. اصلاً مهم نیست که با چه نوع محدودیت هایی روبرو هستیم و یا چه حدودی در پیش رویمان وجود دارد؛ اگر بخواهیم بر روی محدودیت ها و موانع برچسب شکست بزنیم، با این کار خود ارزش ذاتی و وجودیمان را از بین می بریم و توانایی تغییر شرایط را از دست خواهیم داد. باید توجه داشت که هنر فائق آمدن بر محدودیت ها را بیشتر میتوان به عنوان یک تمرین معنوی و روحانی در نظر گرفت. این امر به شما ارزش، احترام، و شان خاصی عطا می کند، و سبب می شود که خودتان را به عنوان یک پیشرو در مسیر سفر به سوی کسب موفقیت های بیشتر ببینید. بسیاری از افراد قضاوت های نا آگاهانه و نسنجیده ای از خود و توانایی هایشان دارند و قادر نیستند که تصویر مناسبی از شخصیت فردیشان در ذهن بسازند. این قبیل افراد مسیر صحیح معنوی زندگی خود را پیدا نکرده اند و در برخی موارد شاهد آن هستیم که پس مانده های عاطفی مسموم گذشته را به دوش میکشند و به هیچ وجه قادر به زمین گذاشتن آنها نیستند. عموماً ماهیت وجودی افراد از دو جزء تشکیل می شود. از یک طرف قسمتی از وجودتان هست که به شما اجازه پیش روی نمی دهد و از سوی دیگر قسمت دیگری از وجودتان هم هست که شما را تشویق می کند تا موقعیت های جدید را در آغوش بگیرید. نیکوست تنشی که میان این دو جزء ایجاد می شود را نه تنها به منزله ی یک امتیاز ویژه محسوب کنید، بلکه باید آنرا به عنوان نوعی عرصه ی مولد که حاوی گونه ای تعادل و آرامش است نیز در نظر بگیرید. این قابلیت به شما کمک میکند تا بتوایند ارزیابی دقیقی از خواست ها و نیازهای خود داشته باشید. البته رسیدن به تعادل و آرامش مبحثی نیست که بتوان به راحتی و با سرعت زیاد به آن دست پیدا کرد. برای رسیدن به مطلوب خود باید یک روند معقول آن هم در یک بازه ی زمانی معین را طی کنید. اصولاً طبیعت پالایش و پاکسازی روح بدین شرح است: تبدیل کردن همه ی محدودیت ها و تاریکی ها به روشنایی. همچنین طبیعت شفا و بهبودی نیز این چنین است: ریشه کن کردن علائم و الگوهای اخلاقی و رفتاری دست و پا گیر و روشن کردن این مطلب که چه کسی هستیم و چه کسی می خواهیم باشیم. اما مسئله ای که باید بیش از پیش به آن توجه داشت این است که "شکست" متضاد "موفقیت" نیست. ترجیحاً می توان اظهار داشت که نقطه ی مقابل موفقیت، چیزی نیست جز بی تفاوتی و سهل انگاری. به این خاطر که بی تفاوتی ما را در جاده ی سهل انگاری و بی مسئولیتی قرار می دهد، سبب می شود تلاش بیهوده به خرج دهیم و اهداف غیر واقعی برای خود در نظر بگیریم. موفقیت سراسر رسیدن و ثمر گرفتن است. گاهی اوقات شاید برای رسیدن به موفقیت لازم باشد عقب نشینی کنیم تا بتوانیم به آرامش و سکون بیشتری دست پیدا کنیم، و شاید گاهی اوقات لازم باشد از پیشروی های یک سویه به سمت ناشناخته ها دست بکشیم. اگر هدف مورد نظر خیلی فراتر از دست یابی باشد و ما با تمام قدرتمان تلاش کنیم تا بتوانیم به آن دست بیابیم، می توانیم نتیجه بگیریم که موفقیت در همان تلاشی که می کنیم نهفته است، در همان طی کردن مسیر، در توانایی تلاش کردن، در استطاعت رسیدن به مطلوب، در کمالی که تمامیت جسم، ذهن، و قلبمان را محصور کرده و آنها را با هم همسو میکند تا هدفی را که می خواهیم دنبال کنیم. در راه رسیدن به رشد معنوی، ما نمی توانیم روند پیشرفت خود را از روی میزان کارهایی که برای انجام دادن باقی مانده است، ارزیابی کنیم. چرا که ما هیچ وقت نمی توانیم بفهمیم چه مدتی طول کشیده تا ما برای چالشی که در حال حاضر با آن روبرو هستیم، آماده شویم. چالشی که حتی اگر ساده هم به نظر برسد، باز هم کاملاً سخت است و بیانگر گامی مهم در بالغ سازی روح بشریت به شمار می رود. نمیتوان گفت که ما در حال حاضر در کجای این مسیر رشد واقع شده ایم. ما نمی توانیم جایگاه فعلی خود را در مقام مقایسه با جایگاه دیگران مشخص کنیم. دلیلش کاملاً واضح است: شاید فردی را که ما می بینیم توانسته کارهایی را انجام دهد که ما نمی توانیم با موفقیت به پایان برسانیم ولی شاید در حوزه های دیگری دچار مشکل باشد که ما از آن بی اطلاع هستیم. چون نقاط ضعف آنها را به عینه نمی بینم، احساس می کنیم که اصلاً وجود ندارند. هر کسی در مرحله ی رشد، بر چیزی غلبه می کند و از یک سطح به سوی سطوح دیگر گام بر می دارد تا در مسیر خود، رشد و تعالی عرفانی پیدا کرده و به نور و حقیقت دست پیدا کند. هیچ راه کمالی به غیر از این وجود ندارد. و این مسئله چیزی نیست که به شما بدهند یا اعطا کنند. باید آن را بدست آورید و این امر تنها با یک تصمیم ذهنی که با خود بگویید: "من باید آن را بدست آورم" میسر نخواهد شد. روح شما باید تمام مراحل تزکیه را تجربه کند. |+| نوشته شده توسط سینا در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 19:38 چگونه نه بگوییم؟
برخي اوقـات براي شما پيش آمده كه در مـقابل خـواستهي ديگران، برخلاف ميل باطني جواب مثبت داده ودرخواسـت او را قبول كرده ايد. |+| نوشته شده توسط سینا در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت 21:26 روش مفید برای آشتی کردن:
باز مرتكب اشتباه شديد. روز تولدش يا سالروز ازدواجـتـان را فراموش كرديد. درحال برانداز كردن دختران ديگر، گيرتان انداخته است. او را به خاطر خرابي اتومبيل و يا فراموشي قـرار، روي پـا مـنـتظر نگهداشته ايد. جرمتان هر چه باشـد بايد چاره اي بينديشيد. |+| نوشته شده توسط سینا در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 20:11 ده روش برای معذرت خواهی:
وضعیت این گونه می باشد.سکوت……. جوابهای سربالا……پریشان خاطری…….. در این شرایط می خواهید موی سر خود را بکنید. واقعا دیگر فکری به ذهن تان نمی رسد که چه بکنید.عذر خواهی از همسر یا نامزدتان ممکن است مشکل به نظر برسد بخصوص زمانی که بر سر مسئله یا موضوعی با هم چندین بار مخالفت مرده باشیدو ممکن است در خود توان گفتن متاسفم را نبینید. هر چند هر کاری را که فکر می کردید به او می فهماند از کرده خود پشیمان هستید را انجام داده اید.این مطالب چندین روش جهت عذر خواهی مطرح شده است این به روش ها حل و فصل نمودن اختلافات و عبرت گرفتن از تجارب خواهد انجامید. ۱- انتقاد را با گشاده رویی بپذیرید ۲- آنتراک دهید ۳- گذشته را یاد آوری نکنید ۴- به او بگویید که دشمن اش نیستید ۵- محیط دور برتان را درست کنید ۶- مشکل ترین کلمه را به زبان بیاورید ۷- جمله ای دلپذیر به او بگویید ۸- بگویید که دوستش دارید. ۹- برای عصر برنامه ریزی کنید ۱۰- ببخشید و فراموش کنید |+| نوشته شده توسط سینا در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 20:6 |
|






















