تبليغاتX
قلم نو - قلمی برای تحقق عدالت و آزادی
 بیو گرافی هنرمندان- آنجلینا جولی:

منبع: وبلاگ raminbio.

نام اصلي: آنجلينا جولي وويت

سال تولد: 4 ژوئن، 1977

محل تولد: كاليفرنيا، آمريكا

قد:171 cm

وزن:59  kg

جوايز: جايزه اسكار و جايزه گلدن گلاب : دختر از هم گسيخته (1999)

آنجلينا جولي 4 ژوئن سال 1977 در كاليفرنيا به دنيا آمد. او دختر جان وويت بازيگر قديمي سينما است. او فعاليت هنري خود را در انستيتوي تئاتر لي استراسبرگ در سن 12 سالگي آغاز كرد. او در پنج فيلم دانش آموزي كه همگي را برادرش جيمز كارگرداني كرده بازي كرده است. آنجلينا در ماه مه 1996 با جاني لي ميلر ازدواج كرد و طلاق گرفت و سپس با بيلي باب تورنتون ازدواج كرد اما از او هم جدا شد. او بخاطر بازي در نقش يك دختر مبتلا به اسكيزوفرني در فيلم دختر از هم گسيخته جايزه اسكار نقش دوم زن را دريافت كرد. آنجلينا جولي در فيلم لاراكرافت: مهاجم مقبره با پدرش، در فيلم سرقت در 6 ثانيه با نيكلاس كيج و در گناه اوليه با آنتونيو باندراس همبازي بوده است. آنجلينا پس از بازي در فيلم خانم و آقاي اسميت با نقش مقابلش يعني براد پيت زندگي جديدي را آغاز كرد و در سال 2006 سومين بچه اش را در آفريقا بدنياآورد.البته دو فرزند اول او هم آفريقايي هستند كه آنجلينا آنها را به فرزند خاندگي قبول كرده است و شايد به همين دليل باشد كه او به عنوان نماينده ويژه سازمان ملل در آفريقا برگزيده شده است.

فرزندخوانده های آنجلینا جولی:

    پسر: مادوکس جولی ، اهل کامبودیا میباشد که توسط آنجلینا در سال 2002 به فرزندخواندگی پذیرفته شد.

    دختر: زهرا مارلی جولی ،اهل اتیوپی میباشد که پدر و مادرش بر اثر بیماری ایدز جان باختند و آنجلینا وی را در سال 2005 به فرزند خواندگی قبول کرد.

 

                           

                               

                                      فیلمهای آنجلینا جولی

 

1.       Atlas Shrugged (2008) (announced) .... Dagny Taggart

2.       Wanted (2008) (pre-production)

3.       The Changeling (2008) (pre-production)

4.       Kung Fu Panda (2008) (post-production) (voice) .... Tigress

5.       Beowulf (2007) (post-production) (voice) .... Grendel's Mother

6.       A Mighty Heart (2007) (post-production) .... Mariane Pearl

7.       The Good Shepherd (2006) .... Clover/Margaret Ann Russell

8.       Mr. & Mrs. Smith (2005) .... Jane Smith

9.       Alexander (2004) .... Olympias
... aka Alexander Revisited: The Final Cut (
USA: director's cut)
... aka Alexandre (
France)

10.   The Fever (2004) .... Revolutionary

11.   Sky Captain and the World of Tomorrow (2004) .... Franky

12.   Shark Tale (2004) (voice) .... Lola

13.   Taking Lives (2004) .... Illeana

14.   Beyond Borders (2003) .... Sarah Jordan
... aka Jenseits aller Grenzen (
Germany)

15.   Lara Croft Tomb Raider: The Cradle of Life (2003) .... Lara Croft
... aka Lara Croft Tomb Raider: Die Wiege des Lebens (
Germany)

16.   Life or Something Like It (2002) .... Lanie Kerrigan

17.   Original Sin (2001) .... Julia Russell/Bonnie Castle
... aka Péché originel (
France)

18.   Lara Croft: Tomb Raider (2001) .... Lara Croft
... aka Tomb Raider (
USA: short title)

19.   Gone in Sixty Seconds (2000) .... Sara 'Sway' Wayland

20.   Girl, Interrupted (1999) .... Lisa Rowe
... aka Durchgeknallt (
Germany
)
... aka Durchgeknallt - Girl, interrupted (
Germany: TV title)

21.   The Bone Collector (1999) .... Amelia Donaghy

22.   Pushing Tin (1999) .... Mary Bell
... aka Turbulenzen - und andere Katastrophen (
Germany)

23.   Playing by Heart (1998) .... Joan

24.   Hell's Kitchen (1998) .... Gloria McNeary
... aka Hell's Kitchen N.Y.C. (USA)

25.   Gia (1998) (TV) .... Gia Marie Carangi

26.   Playing God (1997) .... Claire
... aka Playing Hero

27.   George Wallace (1997) (TV) .... Cornelia Wallace

28.   True Women (1997) (TV) .... Georgia Virginia Lawshe Woods

29.   Foxfire (1996) .... Margret 'Legs' Sadovsky

30.   Love Is All There Is (1996) .... Gina Malacici

31.   Mojave Moon (1996) .... Eleanor 'Elie' Rigby

32.   Hackers (1995) .... Kate Libby/'Acid Burn'

33.   Without Evidence (1995) .... Jodie Swearingen

34.   Alice & Viril (1993) .... Alice

35.   Angela & Viril (1993) .... Angela

36.   Cyborg 2 (1993) .... Casella 'Cash' Reese

37.   Lookin' to Get Out (1982) (as Angelina Jolie Voight) .... Tosh

 

|+| نوشته شده توسط سینا در شنبه هفدهم آذر 1386 و ساعت 19:26  
 شهاب حسینی:
|+| نوشته شده توسط سینا در جمعه هجدهم آبان 1386 و ساعت 17:58  
 خسرو شکیبایی:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط سینا در جمعه هجدهم آبان 1386 و ساعت 17:57  
 باران کوثری:
|+| نوشته شده توسط سینا در جمعه هجدهم آبان 1386 و ساعت 17:55  
 شقایق دهقان:

بيوگرافي‌ كامل ‌شقايق دهقان از زبان خودش
 
 من در روز چهارم اسفند ماه سال 1357 درست سه ماه قبل از اينکه برای اولين بار سوار هوا پيما بشم, در يکی از شهر های کوچک دانشجوی آلمان به اسم لان گسين به دنيا آمدم و بعد از سه ماه در لوايل سال 1358 که مصادف شد با اتمام تحصيلات پدرم, وقوع انقلاب, آغاز دلتنگی های مادرم و هفت ساله شده خواهر بزرگم ما به کشور بازگشتيم و به دليل کار پدرم به مدت 6 سال در شمال کشور ساکن شديم و
 
 من , خواهر بزرگترم و خواهر و برادر کوچکترم که در همان شهر های شمال کشور به دنیا آمدند و به خوانواده ما پيوستند دوران کودکيمان را تا قبل از مدرسه رفتن من در فضايی خوش و آرام گذرانديم و بعد از 6 سال, خانواده 6 نفری ما به تهران آمد و در تهران ساکن شد و من به مدرسه رفتم .
 
 سالهای بين اول ابتدايی تا گرفتن ديپلم ساده ترين, سطحی ترين و بی دغدغه ترين سالهای زندگی من بود . بدون هيچ اوج و فرودی. مثل يک شاگرد خوب, مودب و سر به زير و هيجان انگيز ترين قسمت سالهای تحصيلی من شرکت در برنامه های ورزشی و فرهنگی بين مدارس بود!
 تا اينکه در تابستان سال 1374 زمانی که هفده سالم بود برای گذراندن اوقات فراغت در يکی از کلاسهای عروسک گردانی فرهنگسرای امير کبير ثبت نام کردم و با فضای تازه ای آشنا شدم که خيلی لذت بخش تر از فضای يکنواخت , تکراری و بی هيجانی بود که تا آن زمان داشتم .فضايی که آدم را وادار به فکر کردن و ايجاد خلاقيت می کرد و دو سال بعد, همزمان با امتحانات نهايی سال چهارم دبيرستان از طرف معلمی که در آن کلاس با هم آشنا شده بوديم به يک گروه تئاتر عروسکی که برای جشنواره عروسکی آماده می شدند معرفی شدم و آغاز به کار کردم .
 صحنه, اجرا و تماشاچی بی نظير بود . کار کردن با عروسکهای نمايشی رو دوست داشتم . بنابراين به ديپلم رياضی که گرفته بودم هيچ اهميتی ندادم و تصميم گرفتم با تمام تلاشم به اين رشته ادامه بدم . اما آن اجرا . اولين و آخرين تجربه تئاتر عروسکی من شد .
 از طريق يکی از همان همکارهای گروه تئاتر عروسکی به خانم گلچهره سجاديه که مشغول تشکيل يک گروه تئاتر بود و اجرای نمايش بود معرفی شدم و همکاريم با آن گروه شروع کردم .
 فضايی جدی تر , سنگين تر , پيچيده تر و عجيب , خيلی عجيب . سه ماه تمرين و دوماه اجرا .
 پنچ ماه کار کردن با يک گروه حرفه ای تئاتر با عث شد تا پيش خودم قسم بخورم که تا آخر عمرم به کار تئاتر ادامه می دهم و همزمان و بازهم طريق يکی از همکاران همان تئاتر عروسکی به يکی از تهيه کننده های گروه کودک تلويزيون معرفی شدم و کار نوشتن من آن برنامه را هم شروع کردم و پيش خودم فکر کردم خب می توانم هر دو کار را با هم انجام بدهم . بازی در تئاتر و نوشتن برای تلويزيون . اما بازی در سريالهای تلويزيونی , هرگز !
 طولی نکشيد که يکی از همان کارگردانهای گروه کودک تلويزيون , اجرای من را در آن نمايش ديد و به من پيشنهاد بازی در سريالش را داد و من بعد از دو هفته ترديد پذيرفتم !
 کارم را در تلويزيون با فعاليت در گروه کودک آغاز کردم و شدم عضو جدايی نا پذير خانواده تلويزيونی ها . در اين بين در دو کار سينمايی هم بازی کردم زير نور ماه و نقش کوتاهی در فيلم سيندرلا و بعد بلافاصله به آغوش تلويزيون بازگشتم .
 زندگی در کنار خانواده ای که بسيار زياد دوستشان داشتم و شغلی که با اشتياق و علاقه دنبال می کردم به بهترين نحو می گذشت .
 تا اينکه در پائيز سال 1381 اتفاق عجيبی افتاد . بستن يک قرار داد جديد و بازی در سريال طنز هر شبی به اسم "پاورچين" و آشنا شدن با .....
 از قبل می شناختمش, دو سه سالی بود . اولين آشنائيمان در يک برنامه ترکيبی بود به اسم گلخونه برای شبکه جام جم . سه سال قبل از پاورچين و بعد از آن چند کار نصفه و نيمه که هيچکدام به مرحله توليد و پخش نرسيد .
 اما اين بار فرق می کرد .
 مهراب قاسم خانی . همکار خوب و خوش اخلاق و صميمی من . ديگر فقط يک همکار نبود . خيلی عجيب بود يه حس عجيب ... يه حسی مثل تفاهم و همفکری و اشتراک .
 الان هم که چند ماه از زندگی مشترک من با آن همکار خوب و خوش اخلاق و صميمی می گذرد . بار ها شده که خاطراتمان را با هم مرور کرديم و هر دوی ما حداقل از طرف خودم می گويم . خدا را شکر می کنم که همه خوشبختيهای دنيا را يک جا به من هديه کرده است . 
 

|+| نوشته شده توسط سینا در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت 17:37  
 شبنم قلی خانی:

شبنم قلي‌خاني در نوزدهم آبان سال 1356 در تهران به دنيا آمد، او داراي ديپلم رياضي فيزيك است، در دانشگاه در  رشته‌ي تئاتر قبول شد و گرايش طراحي صحنه را انتخاب كرد. چندي بعد در كنكور كارشناسي ارشد در گرايش كارگرداني تئاتر مشغول به تحصيل شد و هم ‌اكنون فارغ‌التحصيل اين رشته است، وي كارش را از سال 1375 با تئاتر آنتيگونه آغاز كرد و در سال 76 با همين تئاتر، در شهر تئاتر شهر بر روي صحنه رفت، اولين كار او باعث شد، وي با بازي در فيلم‌ سينمايي «مريم مقدس» به كارگرداني شهريار بحراني چهره شود. به سال 79 بود كه او يك شبه ره صد ساله پيمود، از ديگر فيلم‌هاي سينمايي كه او ايفاي نقش كرد، مي‌‌توان به يك الف ناقابل، عطش، جوجه اردك من و وعده ديدار اشاره داشت، همچنين او در مجموعه‌هاي تلويزيوني زيادي ايفاي نقش كرده است كه از آن جمله مي‌ توان به «اولين شب آرامش» اشاره كرد كه هفته گذشته آخرين قسمت آن پخش شد...
 
 جمعه 19 آبان تولد اين بازيگر تواناي سينما و تلويزيون است، او بجز مدرك تحصيلي كه اخذ كرده، يك دوره آموزش گريم سينمايي و چهره‌پردازي زير نظر استاد جلال‌الدين معيريان گذرانده و يك دوره آموزش فيلم‌نامه نويسي نيز دركلاس‌هاي حوزه هنري زير نظر فريدون جيراني ديده است، وي در حال حاضر غير از بازيگري و كارگرداني فيلم در دانشگاه آزاد مشغول تدريس رشته تئاتر به دانشجويان است، وي در زمينه ساخت فيلم كوتاه هم فعاليت مي‌‌كند، ابتدا فيلمي به نام «من تنها» را ساخت و سپس فيلم ديگري به نام «خونه» را كارگرداني كرد...
 
 شبنم قلي‌خاني، در كنار مادرش در منطقه سعادت‌آباد تهران زندگي مي‌‌كند، چرا كه سال‌ها پيش پدرش دارفاني را وداع گفته است.
 
 آخرين كاري كه از او در نوبت پخش است، اثر «اگر عشق نبود» به كارگرداني فياض موسوي است، وي در اين مجموعه
 
 نقش دختري به نام پريسان را ايفا مي‌كند، پريسان دختري است كه مي‌تواند با مشكلات به تنهايي كنار بيايد، او به عرفان رو مي‌آورد و اين معنويت در زندگي‌اش باعث مي‌شود كه از پس مشكلات برآيد.
 
 همان طور كه گفتيم، قلي‌خاني در سال 82 پدرش را از دست داد و حالا با مادرش زندگي مي‌كند، او فرزند سوم خانواده است، يك برادر و يك خواهر بزرگ‌تر از خود دارد كه هر دو متاهل و داراي فرزند هستند.
 
 او از لحاظ شخصيتي آدم جالبي است، آدم‌هاي مختلف را در زندگي به راحتي مي‌تواند تحمل كند و به قول معروف زود از كوره در نمي‌رود، اما ناگفته نماند كه گاهي اوقات محيط كار و زندگي خسته‌اش مي‌كند، با اينكه در قبال اطرافيان تحمل دارد، اما در رابطه با خودش اين‌گونه نيست.
 
 قلي‌خاني در مورد مجموعه اولين شب آرامش مي‌‌گويد: «نقش آذر را دوست داشتم و از اينكه اين نقش را بازي كردم راضي‌ام، آذر بر پايه احساساتش فكر نمي‌‌كرد و از روي منطق عمل مي‌‌كرد، همان طور كه در مجموعه ديديم كه او در روز
 
 ازدواج از «سفره عقد» بلند مي‌شود و مي‌رود، به نظرم آذر تصميم درستي گرفت، او به حرف دلش گوش كرد.
 
 علاقه او به «فرزاد» باعث مي‌شود كه وارد زندگي عليرضا نشود تا او را بدبخت كند او مي‌خواست مجبور نباشد تا يك عمر به طرف مقابل دروغ بگويد و وانمود كند كه دوستش دارد، اما خودش كس ديگري را در دل دوست داشته باشد. گرچه در آخرين لحظات به اين فكر افتاد، اما تصميم درست و منطقي همين بود.
 
 قلي‌خاني درباره يك فيلم خوب مي‌گويد: يك فيلم يا مجموعه ابتدا به فيلمنامه قوي بر مي‌گردد، اگر چيزي غير از آن باشد، اثر خوب در نمي‌آيد... قلي‌خاني امروز 29 ساله شده كه براي يك بازيگر سن تجربه در سينما است، او خوشحال است كه در طول زندگي‌اش انسان مفيدي بوده است، دو مدرك تحصيلي، استاد دانشگاه، بازيگر قابل تئاتر، سينما و تلويزيون و از همه مهم‌تر انساني است كه از حاشيه به دور است، جشن تولد شبنم را تلفني به او تبريك مي‌گوييم.

|+| نوشته شده توسط سینا در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت 17:36  
 هانیه توسلی:

هانیه توسلی، متولد 1356، همدان؛ وقتی نمایش پدر دوست‌داشتنی با بازی او، در یکی از جشنواره‌های تئاتر، در تبریز روی صحنه رفت، نصرالله قادری که به عنوان داور آنجا حضور داشت، هانیه توسلی را برای بازی در نمایش پدر انتخاب کرد. یک سال پس از آن، در فیلم کوتاه روی جاده نمناک (مهدی کرم‌پور) و سریال غریبه (جواد اردکانی) بازی کرد و سرانجام با شام آخر وارد عرصه حرفه‌ای سینما شد. او دانش‌آموخته ادبیات نمایشی در دانشگاه آزاد است و علاقه‌مند به عکاسی و نقاشی. در نمایش‌های قرمز و دیگران و گل‌های شمعدانی (محمد یعقوبی) بازی کرد که به خاطر دومی، کاندیدای دریافت جایزه شد. همچنین نمایش باله روی سطرهای بی‌معنی (لیلی عاج) با بازی بداهه او مورد توجه قرا گرفت و 2 سال پیش به خاطر بازی در شب‌های روشن (فرزاد موتمن) در جشن خانه سینما تحسین شد و امسال با یک شب در کن حضور داشت. شام آخر اولین فیلم به نمایش درآمده از هانیه توسلی و محمدرضا گلزار بود، زوجی که پس از آن مسیری متفاوت را پیمودند، گلزار به سینمای تجاری پیوست و توسلی سعی کرد در فیلم‌های جدی‌تری بازی کند. به این ترتیب پس از بازی در 2 فیلم «بدنه‌ای، در شب‌های روشن، در یکی از 2 نقش اصلی جلو دوربین رفت و اجرای موفقی داشت. موفقیت نسبی این فیلم نزد مردم و منتقدان و جایزه‌ای که برد، این بازیگر جوان را خیلی زود چهره کرد. دقت و حوصله او در انتخاب نقش‌هایش به نحوی است که پس از یک تجربه ناکام، دیگر کار تلویزیونی نکرد، گاهی در تئاتر کارش را ادامه بدهد و هراسی از بازی در نقش‌های کوتاه نداشته باشد. تاکنون وی در 9 فیلم بلند بازی کرده که 3 تای آخری هنوز نمایش داده نشده‌اند، فیلم‌هایی که هر کدام می‌توانند چیزهای تازه‌ای درباره‌اش به ما بگویند. یک شب جزو معدود فیلم‌های سینمای ایران است که با حضور بازیگری حرفه‌ای، در عرصه جهانی مطرح می‌شود. کافه ستاره ظاهرا یک فیلم کاملا تجاری است با بازیگران متعدد و سرانجام زمان می‌ایستد، طبق گفته کارگردانش، فیلمی است متکی بر بازیگر، هانیه توسلی تنها بازیگر این فیلم علیرضا امینی است. نکته قابل ذکر در مورد نحوه ورود هانیه توسلی به سینما این است که ورودش همزمان شد با دوران احیای کتایون ریاحی و توجه به نقش اصلی او در شام آخر، بازیگران دیگر را به حاشیه می‌راند، اما توسلی که در یک ملودرام معمولی، نقش مکمل را بر عهده داشت و سپس فیلم کاملا ناموفق اثیری (محمدعلی سجادی) را تجربه کرد، در گام سوم، موقعیت خویش را در حد یک بازیگر محبوب ارتقا داد. این محبوبیت حاصل بازی در فیلمی تجاری نبود و همین مسئله چهره تازه‌ای را برای او به همراه داشت. درست در زمانی که می‌رفت تا در نقش زنان روشنفکر فیلم‌های مختلف کلیشه شود، جلو دوربین سامان مقدم قرار گرفت. فیلم‌ها - 1379: روی جاده نمناک، 1380: شام آخر / پنج عصر (کوتاه) / اثیری / شب‌های روشن، 1381: گاهی به آسمان نگاه کن، 1382: جایی برای زندگی / یک شب، 1383: کافه ستاره (نفستو حبس کن)، 1384: زمان می‌ایستد 
 

|+| نوشته شده توسط سینا در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت 17:33  
 بهنوش بختیاری:

بهنوش بختياري بازيگري كه در اكثر ساخته‌هاي مهران مديري حضور داشته و با نقش‌هاي متفاوت بر محبوبيت خود در بين سريال‌هاي تلويزيون افزوده است.
بهنوش بختياري متولد 29/2/1354 در بيمارستان اقبال تهران و ساكن شهرك ژاندارمري است.
پدرش بختياري و مادرش تهراني است. بهنوش عضو آخر يك خانواده 6 نفري است. يك خواهر و دو برادر بزرگ‌تر از خود دارد كه هر سه متاهلند.
در رشته مترجمي زبان ليسانس گرفته و با توجه به علاقه فراواني كه به اين رشته دارد به محض اين‌كه فرصتي پيدا كند، به سراغ اين رشته و ترجمه متون مي‌رود.
با توجه به شايعات فراواني كه در مورد ازدواج او بر سر زبان‌هاست هنوز مجرد است و به قول خودش شايد اصلا ازدواج نكند.


با مجموعه هواي تازه ساخته محمد رحمانيان پا به عرصه بازيگري گذاشت و بعد از آن در مجموعه‌هاي وكيل محله، خانه قديمي، سايه‌ها و معجزه وكيل هم بازي كرد.
قبل از بازيگري به عنوان منشي صحنه فعاليت مي‌كرد كه اين كار او را بسيار مسئوليت‌پذير و منظم بار آورد كه پايه‌گذار موفقيت‌هاي او در بازيگري بود.
سال 75 به مدت يك سال زيرنظر خانم مهتاب نصيرپور در مدرسه رسام هنر دوره يك ساله تئاتر را گذراند كه به واسطه آن با ادبيات بازيگري آشنا شد.
به موسيقي علاقه فراواني دارد، پدرش هم در اين وادي كار مي‌كند و يكي از دو برادرش هم در زمينه موسيقي فعال است.

در مجموعه زير آسمان شهر(3) و ورود ممنوع ممنوع به عنوان دستيار كارگردان در كنار مهران غفوريان حضور داشت.
علاقه زيادي به فوتبال ندارد اما فوتبال‌هاي ملي رادنبال مي‌كند در صورتي كه فرصت پيدا كند به ورزش بدنسازي مي‌پردازد.
علاقه‌اي به بيزينس ندارد. به قول خودش هر كسي جلوي او از پول و حساب و كتاب حرف بزند احساس مي‌كند او سرگرم صحبت به زبان اسپانيايي است.
عاشق خطاطي است و خيلي دلش مي‌خواهد اين هنر را به صورت حرفه‌اي دنبال كند.
با توجه به مشغله كاري فراوان زياد به كارهاي خانه‌داري و آشپزي نمي‌رسد اما بسيار منظم و خوش‌سليقه است. چلوكباب از غذاهاي مورد علاقه اوست.
عاشق لهجه بختياري پدرش است اما خودش به لهجه بختياري صحبت نمي‌كند.
علاقه فراواني به مسافرت دارد. آخرين مسافرتش به شهر مقدس مشهد بود و سرعين اردبيل به يادماندني‌ترين نقطه‌اي بود كه به مسافرت رفته است.


علاقه فراواني به مطالعه دارد و تا فرصتي به دست آورد به مطالعه مي‌پردازد. او عاشق مطالعه كتاب‌هاي روان‌شناسي و رمان است. آخرين كتابي كه مطالعه كرده سلاخ خانه شماره 5 بود.
در دوران كودكي برخلاف بسياري از بچه‌ها كه خيلي شلوغ و شر هستند دختر آرام و دوست‌داشتني بوده.
به موسيقي كلاسيك علاقه فراواني دارد و از بين خوانندگان پاپ به صداي رضا صادقي، مرحوم ناصر عبداللهي و مازيار علاقه فراواني دارد.
در صورتي كه وقت كند به سينما مي‌رود. او سعي مي‌كند همه فيلم‌هاي روز را ببيند. آخرين فيلمي كه در سينما ديده «وقتي همه خواب بودن» است.
علاقه فراواني به مهمانداري هواپيما دارد. او پذيرايي در اوج آسمان را عاشقانه دوستدارد.
از خواندن شعر لذت مي‌برد، اما اصلا نمي‌تواند شعر بگويد و يا شعر حفظ كند ولي بسيار روحيه رمانتيكي دارد.
آخرين كارهايش مستند ايرانگردي و كار 90 دقيقه‌اي «يك روزي زنجيرش رو پاره مي‌كنم» ساخته آقاي عباسي است كه هنوز پخش نشده.
به بازي خانم‌ها ثريا قاسمي، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، ليلا حاتمي، سحر ولدبيگي و شقايق دهقان علاقه فراواني دارد.
تا به حال در اكثر كارهاي مهران مديري به ايفاي نقش پرداخته و در اكثر نقش‌هايش موفق ظاهر شده است، به هيچ عنوان از بازي كسي ايراد نمي‌گيرد و اهل بدگويي نيست.
براي بازي چندين پيشنهاد دارد كه به خاطر بازي در مجموعه باغ مظفر به پيشنهادهايش جواب نه داده. او شرط بازي در كارهاي روتين را متن و كارگردان و عوامل خوب عنوان مي‌كند.
 

|+| نوشته شده توسط سینا در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت 17:30  
 آرام جعفری:

دقيقا دو سال از انقلاب گذشته بود كه وي به دنيا آمد. او 22 بهمن‌ماه سال 59 در تهران به دنيا آمد، فرزند دوم خانواده است تحصيلاتش را در رشته نقاشي به پايان رسانده و همچنين در عالم تئاتر بارها روي صحنه رفته است. جعفري اين بار با پرواز در حباب آمد، سريالي كه چهارشنبه‌ها از شبكه سوم سيما پخش مي‌شود. وي داراي خصوصيات خاصي است كه در زير از زبان خودش مي‌خوانيید:


_ آرام همه آدم‌ها رو دوست داره، لجبازه، مهربونه و غيرقابل پيش‌بينيه.


_ حدودا سه الي چهار سال به صورت جدي نقاشي مي‌كردم و در حال حاضر فرصت ندارم ولي راستش رو بخواهيد دلم براي نقاشي تنگ شده.

_ وقتي در كنار بازيگراني بازي مي‌‌كني كه فقط خودشون رو مهم ندونن انرژي مي‌گيري، بازيگراني كه بازيگر نقش مقابلشون هم براشون مهمه و حتي براي حس بازيگر مقابلشون از هر كمكي كه از دستشون بر بياد دريغ نمي‌كنند.


_ من قبلا تئاتر كار مي‌كردم از وقتي كه سنم كم بود روي صحنه تئاتر بودم و بعد هم به طور اتفاقي وارد تلويزيون شدم.


_ من تعريف جداگانه‌اي از سوپراستار دارم. در كشور ما و سينماي ايران متاسفانه سوپراستارها دوره‌اي شده‌اند. يك دوره اسم يك سوپراستار روي زبون‌هاست و بعد كه چهره‌اي جديدتر و بازي جديدتر نظر همه رو جلب مي‌كنه و به قولي سوپراستار جديد مياد، ديگه نامي از سوپراستار قديمي شنيده نمي‌شه به خاطر همين اكثر سوپراستارهاي سينماي ما يك دوره اذيت مي‌شوند اما اين وسط عده‌اي هستند كه محبوب مردم هستند، من دوست دارم محبوب باشم.


_ بازيگرهاي زن در سينما و تلويزيون و همچنين تئاتر امروز ايران خيلي پربارتر و با حس و تكنيكال‌تر نسبت به ديروز كار مي‌كنند و در حال حاضر موقعيت هنرپيشه زن در ايران خيلي بهتر از قبل و چند سال پيش شده.


_ من ديوانه‌وار بچه‌ها رو دوست دارم. براي مثال همين چند روز پيش كه از تلويزيون شيرخوارگاه رو نشون مي‌داد، هاي هاي زدم زير گريه.


_ يك برادر بزرگ‌تر دارم كه ازدواج كرده است.


_ فوتبال را دنبال مي‌كنم، بازي‌هاي تيم ملي، استقلال و پرسپوليس را...


_ بدترين خاطره زندگي‌ام مربوط مي‌شود به مرگ پدرم كه در سال 1376 بود.


_ كارم را با تئاتر آغاز كردم، از شاگردهاي استاد حميد سمندريان بودم، تئاتر حرفه‌اي را در تئاتر شهر كار كردم و كار در سريال‌هاي تلويزيوني را از سريال (مي‌گي نه نگاه كن) شروع كردم كه سال 78 ظهر جمعه‌ها در برنامه كودك پخش مي‌شد، پس از آن در سريال‌هاي زير آسمان شهر، دختران، خانه‌اي در تاريكي، رسم شيدايي و لبه تاريكي نقش‌هايي برعهده داشتم...

|+| نوشته شده توسط سینا در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت 17:28  
 نیوشا ضیغمی:
 

بازیگری که در جشنواره 24 فیلم فجر چهره ای ناآشنا بود و در حال حاضر خیلی از هنردوستان هم او را نمی شناسند.

از بازيگران موفق كانون سينما گران جوان (ورودي سال 1382) كه بلافاصله پس از پايان دوره آموزشي خود مشغول به كار در عرصه حرفه اي سينما و تلويزيون شد.نیوشا بواسطه استعداد و توانايي و تلاش مستمر خود توانست در مدت كوتاهي در فيلم های سينمايي بزرگی در نقش اول کار کند.

نیوشا ضیغمی فارغ التحصیل روانشناسي كودك و متولد 18 تیر سال 1359 تازگی ها نامزد کرده که همسرش در کار هنری فعالیت ندارد. دوره بازيگري كانون سينما گران جوان با سریال «در چشم باد»مسعو جعفری جوازانی در سال 1382 کار حرفه ای را آغاز کرد.یک سال بعد با بازی در فیلم«تر دست»محمد علی سجادی و کار با این کارگردان با تجربه به او بازیگری را بیشتر آموخت تا این باعث شد که محمد علی سجادی نام اورا در کنار بازیگرهای مورد علاقه اش قرار دهد.

بعد از تجربه «تردست » محمدعلی سجادی او را برای بازی در فیلم «شوریده» در اواخر سال 1383 انتخاب کرد.

نیوشا ضیغمی با بازی در فیلم «شوریده » گامی بزرگ در سینما برداشت و با حضور در جشنواره 24 فیلم فجر باعث شد نامزد دریافت تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن شود و با هدیه تهرانی رقابت کند.که خودش گوشه ایی از موفقیتش را بازی در فیلم «شوریده» و همکار اش با محمدعلی سجادی می داند.

«مواجهه » که در جشنواره 24 فیلم فجر هم حضور داشت باعث شد تا داوران جشنواره تبهر جالبی روی نیوشا داشته باشند و او را جز بازیگران حرفه ایی قرار دهند.

«اخراجی ها » بدلیل حضور بازیگران بزرگ خانه درس بزرگی برای نیوشا ضیغمی بود.که پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را با بازی در فیلم مسعود ده نمکی یدک می کشد.

نیوشا ضیغمی در سال 1385 بازی خود رادر «پارک وی » به اتمام رساند. «پارک وی » مطمئنا یکی از کارهای ارزشمند او ست به خاطر کار کردن با کارگردان بزرگی همچون فریدون جیرانی.اما نیوشا زیاد در بازی در این فیلم راضی نیست چون در زمان منتاژ فیلم سکانس های خوب نیوشا را خذف کر ده بودند.




اما در جشنواره 25 فیلم فجر هم حضور خوبی داشت با سه فیلم «پارک وی » «اخراجی ها » و «گناه من» که در این فیلم با حمید گودرزی همبازی بوده است که در این میان کار ده نمکی یعنی «اخراجی ها» با استقبال مردم روبرو شد ودر ایام عید در حال اکران است که در آن فیلم که تنها فیلم اکران شده از اوست حضور درخشانی داشته است و از نظر خیلی از سینماگران آینده روشنی در انتظار اوست.

همیشه می دانستم و اعتقاد داشتم که مرز بین داشتن و نداشتن ، تصمیمی و اراده ایست استوار. پس خواستم که بروم. راه سخت بود ، باید بسیار می آموختم و تجربه می کردم
باید از خودم کس دیگری می ساختم ، اما عشق ، عشق رسیدن به هدف هر روز در من پر رنگ تر شد.
عشق و اراده به یاریم آمدند تا به هدف نزدیک شوم و هر روز به شکرانه این عشق تلاش می کنم قدمی به سوی راههای بزرگتر بردارم ، مبارزه کنم و امیدوار باشم...

|+| نوشته شده توسط سینا در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت 17:26