|
آیا از زندگی خود راضی هستم؟
منبع: مجله شادکامی و موفقیت. دکتر علیرضا آزمندیان. من به عنوان کسی که روح و جسمم با هم به آشتی و تفاهم رسیدهاند و هر یک در خدمت دیگری است، هر صبح که چشم میگشایم و از خواب برمیخیزم، میبینم که هدیهی زندگی را با احترام تمام، تقدیمم میکنند. هدیهای که چون به آن مینگرم، جز آرامش و رضایت، جز انبساط خاطر و سلامت، چیزی در آن نمیبینم، آری، من از زندگیام، راضیام چرا که این هدیه را از دست خدای رحمان گرفتهام. من هرگز به انتظار دیگران نمینشینم و وقت ارزشمند و گرانبهای خود را صرف انتظار برای آمدن آنانی که شاید هرگز نیایند و شاید هرگز به نیازم پینبرند، تلف نمیکنم. لازم نیست نیمهی مکمل کسی باشی یا کسی بیابد و نیمهی ناتمام تو را کامل کند، زیرا ارتباطی اینگونه و دیدگاه و نگرشی اینچنین، از همان ابتدا محکوم به شکست است. همین که فکر ناقص بودن را به ضمیر ناخوآگاه خود راه میدهی، ناخودآگاه، ضعف، کمبود، احساس عدم شایستگی و عدم اعتماد به نفس را به خویش القا کردهای. شاید ابراز رضایت از خود، قدری خودخواهانه به نظر برسید چرا که از همان دوران کودکی به تکتک ما آموختهاند که همیشه باید متواضع و فروتن باشیم و ابراز وجود نکنیم. اما من خوب میدانم که تعریف کردن از خود اگر همراه با بلوف و خیالپردازی نباشد و صحبت از تواناییها و استعدادهای خود اگر بدون هر گونه اغراق و تظاهر صورت پذیرد، سرشار از موجها و پیامهای مثبت است و قبل از آن که دیگران را هدف قرار دهد، به خود ما باز میگردد و بر اعتماد به نفس، خودباوری و خودشکوفایی ما میافزاید انسانهای بزرگوار، دیگران را به خاطر آنچه هستند و آنچه کردهاند، میبخشند و به خودسازی و زیباسازی خویش میپردازند تا از رهگذر تغییری که در خود پدید میآورند، به دیگران نیز راه را نشان دهند که زندگی و شخصیتشان را متحول نمایند. خواستهها و آرزوها، یکی پس از دیگری از راه میرسند و هر کدام که برآورده میشوند، اعتبار خود را از دست داده و از چشم انسان میافتند و آرزویی بهتر و آرمانی شگفتتر، جایگزین آنها میگردد. کسی میتواند از زندگی خود راضی باشد که روح کمالطلب و روان فزون خواه خود را بشناسد و فکر نکند که چون آرزوهایش را پایانی نیست، پس فرد خودخواه و سیریناپذیریست و به این ترتیب، به شخصیت خود برچسب منفی بزند و استعداد درک حقیقت را در خود کور کند. من از زندگیام راضیام. عشق میورزم و به من عشق میورزند. مهربانی میکنم و مهربانی به من روی میآورد. دست افتادگان را میگیرم و ایستادگان دست مرا میگیرند. زیبا میبینم و زیبایی در زندگیام تجلی مییابد. مهر میورزم و مهرورزان از راه میرسند میبخشم و مرا میبخشند و میخندم و دنیا به رویم لبخند میزند. بهراستی که زندگی، آنگاه به حد کمال میرسد و انسان، آن زمان احساس رضایت و خوشبختی میکند که احساس کند فرماندهی یک زندگی است. در این دنیا، هیچچیز مطلق نیست و هیچکس نیز نمیتواند بینقص باشد. همهی بعدهای زندگی، رو به یگانگی دارند و همهی ذرههای وجود، به سوی وحدت پیش میروند. همه میروند تا به سرچشمهی کمال بپیوندند و کامل شوند. رضایت و نارضایتی، زاییده ی باورها و حاصل اندیشههای ماست، ناشی از برداشت و تفسیریست که از رویدادهای زندگی داریم. خاطرههای سرکوب شده، عقدههای فرو خفته، احساس گناه، احساس مقصر بودن و پذیرفتن نشدن و... همگی در عمق وجود ما خفتهاند و هنگام برداشتها و تعبیرهایی که از رخدادها داریم، سر برمیآورند و خود را نشان میدهند.
تنها تویی که میدانی شایستهی عشق هستی و لیاقت زندگی کردن داری. تو اکنون همهچیز را متفاوت از گذشته میبینی، چرا که تحولی در رکنهای وجودت به وقوع پیوسته و اینک نور حقیقت و معرفت بر ساحت وجودت، تابیدن گرفته است. |+| نوشته شده توسط سینا در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 و ساعت 21:3 آیا صفر یعنی هیچ؟؟؟؟؟؟؟؟
منبع: مجله برهان ریاضی. آرام در کنار آنها نشستم و با علامت دست خواهش کردم بحث خود را ادامه دهند. سه نفر بودند ؛ توکا ، کبوتر و آرش ... کبوتر با هيجان و اندکي خشم گفت: - هر چيزي را که نمي شود معنا کرد؛ "بالا" يعني بالا و "پايين" يعني پايين. بعد سرش را به طرف توکا برگرداند و گفت: - سرت را بالا بگير . توکا از روي صندلي بلندشد، ايستاد و سرش را به طرف آسمان گرفت. – حالا ، آرش ، تو سرت را پايين بگير. آرش بلند شد، کف دو دستش را روي زمين گذاشت و با حرکتي تند، تلاش کرد پاهايش را به طرف آسمان ببرد و روي دو دست خود بايستد ( مثل کساني که آکروبات مي کنند) ولي نتوانست و از سمت ديگر افتاد و پشتش محکم به زمين خورد. فريادي کشيد و گفت: - چه کار سختي ؟ من نمي توانم . ولي کبوتر خشمگين تر به او گفت: - چرا خودت را به سادگي مي زني؟ همان جور که روي دو پايت ايستاده اي ، مي تواني سرت را "بالا" بگيري؛ به طرف آسمان .( و ادامه داد) مي بينيد، "بالا" يعني به طرف آسمان و طرف ستارگان و "پايين" يعني به طرف زمين . اين را همه مي فهمند.
آرش زمزمه کرد: - ولي آسمان و ستارگان ، فقط "بالا" نيستند؛ حتي در "پايين" هم ، آسمان و ستاره است. پس به نظر تو "بالا" يعني جايي که مي تواند"پايين" يا "سمت راست" يا "سمت چپ" يا "روبه رو" و "پشت سرهم" باشد؟ توکا دخالت کرد: - "پايين" جايي است که همه چيز به طرف آن مي افتد. کبوتر پذيرفت . ولي توکا ادامه داد: - پس آن طور که خيال مي کنيم، نمي توان گفت :"بالا" يعني بالا و "پايين" يعني پايين . هر چيزي نياز به تعريف دارد. ولي آرش موضوع را پيچيده تر کرد: - اين درست! ما در ايران که در نيمکره شمالي هستيم، با آنها که از جمله در استراليا ، يعني نيمکره جنوبي هستند، در دو جهت مختلف ايستاده ايم ؛ "پايين" براي ما و براي آنها در دو جهت مخالف است. نمونه ديگري بياوريم که در گفت و گوهاي معمولي واژه هاي"بالا" و "پايين" معناهاي ديگري هم دارند:"بالاتر از چهار راه" ، "پايين تر از فلان خيابان".
اين جا ديگر "بالا" و "پايين" به آن مفهومي که گفتيم، معنا نمي دهند . در ضمن ، اگر به کسي نشاني منزل خود را اين طور بدهيد:"پايين تر از چهارراه A و بالاتر از مغازه B " ، در واقع او را سرگردان کرده ايد. چهار خيابان يا کوچه در چهار راه A به هم مي رسند؛ کدام طرف را بالا و کدام طرف را بالا و کدام طرف را پايين مي دانيد؟ ... به هر حال ، براي درک آن در نظر گرفت . توکا گفت: من حرف ديگري دارم. – وقتي در هواي سرد زمستان ، نفس خود را بيرون مي دهيد، بخار آبي که از دهان شما خارج مي شود، به طرف زمين نمي رود. وقتي کتري يا سماور مي جوشد، باز هم بخار آب در جهت عکس مي رود و به زمين نمي رسد. درست است که من گفتم :"پايين جايي است که همه چيز به طرف آن مي افتد"؛ ولي مگر بخار آب جزو "همه چيز " نيست؟ اين مشکل را چگونه حل کنيم؟ کبوتر مي انديشيد ... بعد سرش را بالا گرفت و گفت: - مشکل ديگري هم هست .
من در يک فيلم که به يک سفينه واقعي فضايي مربوط بود، ديدم چيزي به طرف کف فضا پيما نمي افتد، همه چيز در هوا معلق مي شود. نمي دانم در اين باره چه بگويم؟ در آن "بالا" کجاست و "پايين" کجا؟ آرش دخالت کرد: - آن نقطه "صفر" است، مرز پايين و بالا است. نه بالايي وجود دارد و نه پاييني . کبوتر و توکا هر دو اعتراض داشتند. –"صفر " يعني چه ؟ مگر "صفر" به معناي "هيچ" نيست؟ چيزي که "هيچ" است، يعني وجود ندارد. مگر مي شود داوري خود را بر پايه "چيزي" بگذاريم که وجود ندارد؟ - سکوت! هر سه نفر رو به من کردند. مي خواستند مشکل آنها را حل کنم . پرسيدم: - شماها به چه چيزي "واقعي"مي گوييد؟ از کجا بفهميم" چه چيزي وجود دارد و چه چيزي وجود ندارد"؟ کبوتر: - چيزي "وجود دارد" که قابل لمس باشد، بتوان آن را "حس کرد، "وجودي" مادي باشد يا بشود آن را "شنيد" يا "بوئيد". "صفر " نه قابل لمس است، نه قابل شنيدن و نه قابل بوييدن. – درباره مفهومهايي مثل "عشق" ، "دوستي" ، "کينه" ، "ريا" و ... چه مي گوييد؟ اينها "وجودهايي" مادي نيستند و با هيچ يک از "حسهاي" پنجگانه ما تشخيص داده نمي شوند؛ ولي "وجود" دارند. – سکوت! – به نظر من ، وجودي " واقعي" است که کنشي داشته باشد و بتوان اثر کار آن را ديد يا حس کرد. عشق و دوستي ، رفتار آدمي را تغيير مي دهد؛ نه تنها در اخلاق و رفتار شخصي فرد، بلکه در برخوردهاي اجتماعي او اثر و نتيجه عمل آن را مي بينيم .
آدمهايي هستند که چشم و گوش خود را به روي پيشامدها مي بندند، به خوب و بد ديگران کار ندارند، گرفتاريهاي مردم، فقر و رنج آنها و يا بعکس ظلم و غارتگري آنها، در او تاثير نمي کند ، او "بي طرف" است ، با هر کس روبه رو مي شود، به ميل و دلخواه او حرف مي زند، به چيزي و انديشه اي معتقد نيست، تنها مي خواهد اين چند روز زندگي را با "آرامش" و "بي دردسر" بگذراند و ... به چنين کساني "صفرهاي اجتماعي" مي گويند. ولي اين " صفرها" وجود دارند، مي توان آنها را لمس کرد، راه مي روند ، مي خورند، مي خوابند، روز و شب در انديشه جيب خود و " خور و خواب" خود هستند. مي دانيد چرا نام اين آدمها را "صفرهاي اجتماعي" گذاشته اند. در اين نامگذاري ، به يکي از ويژگيهاي عدد صفر نظر داشته اند. اگر "صفر" در سمت راست عددي قرار گيرد ، آن را ده برابر مي کند؛ اگر عدد مثبت باشد، آن را ده برابر مي کند و اگر جلوي عدد منفي هم قرار گيرد، باز آن را ده برابر مي کند. "صفرهاي اجتماعي" چون تنها به سود خود و به گذران عادي زندگي خود فکر مي کند، به طور معمول دنباله رو سود پرستان و قدرتمندان است، بنابراين ، به نيروي آنها مي افزايد؛ يعني نيروهاي منفي جامعه را تقويت مي کند. با اين نامگذاري مي خواهند بگويند:"بي طرفي" در عمل ، به معناي "طرفداري" از نيروهاي منفي جامعه است. مي بينيد، بسته به اين دارد که کجا از "صفر" استفاده کنيم، مي تواند ارزشهاي مختلفي داشته باشد. ![]() به هر حال ، " صفر" مثل هر عدد ديگري ، ضمن عمل خود، در نتيجه کار اثر مي گذارد؛ پس وجود دارد. صفر، عددي است مثل هر عدد ديگر. مجموعه ها را مي شناسيد، معناي "مجموعه تهي" را هم مي دانيد. اگر مجموعه اي يک عضو داشته باشد و اين عضو برابر صفر باشد، مجموعه تهي با مجموعه اي که عضو آن برابر صفر است ، فرق دارد. نتيجه بگيريم وقتي از مفهوم صحبت مي کنيم، نبايد آن را سهل و ساده و همان طور که در حرفهاي روزانه به کار مي بريم ، بفهميم و بايد ببينيم در کجا از آن استفاده مي کنيم . بعضي مفهومها تنها نامگذاري است؛ مثل شکلي که به آن دايره مي گوييم . در اين جا يک تعريف درست ، براي شناسايي کافي است ( تعريف دايره). ولي بسياري از مفهومها ، معنايي نسبي دارند؛ مثل مفهوم "بالا" و "پايين" ، ولي عدد صفر هيچ تفاوتي با عددهاي ديگر ندارد و مثل هر عدد ديگري ، ويژگيهايي دارد که برخي از آنها مخصوص صفر است. براي نقشي که "تعريف" دارد، آزمايشي مي کنيم. از کبوتر و توکا خواستم رودرروي هم و به فاصله يک متر بايستند. جايي را که توکا ايستاده بود، مرکز فرض کردم و به شعاع برابر يک متر ، دايره اي دور او و روي زمين کشيدم. از کبوتر خواستم روي محيط اين دايره و رو به توکا حرکت کند تا به جاي اول خود برسد. از توکا خواستم همراه حرکت کبوتر، دور خود بچرخد؛ به نحوي که هميشه رودرروي کبوتر باشد.
وقتي کبوتر به جاي اول خود رسيد ، از او پرسيدم: - آيا توانستي يک دور ، دور توکا حرکت کني ؟ آيا توکا را دور زدي ؟ - بله ، يک دور کامل دور توکا چرخيدم . آرش موافق نبود: - تو به هيچ وجه دور توکا نچرخيدي. در همه حال ، صورت توکا را مي ديدي . چرخيدن دور يک چيز ، به معناي آن است که توکا را ديده اي و اين را نمي توان دور زدن توکا ناميد. – ولي من محيط يک دايره را به طور کامل پيموده ام. اين دور زدن است. من دخالت کردم: - هر دو درست مي گوييد و اين بسته به تعريفي است که براي دور زدن بپذيريم . با يک تعريف ، تو دور توکا چرخيده اي ، ولي با تعريفي که آرش از دور زدن دارد، دور او نچرخيده اي . ببينيد، با اين که امروز مي دانيم زمين به دور خورشيد مي چرخد ، در صحبتها و نوشته ها از حرکت ماه و خورشيد نام مي برند. همين حرکت ظاهري خورشيد و ماه و ستارگان هزاران سال موجب اشتباه دانشمندان شد و وقتي هم که در کمتر از پانصد سال پيش نظريه "خورشيد مرکزي" مطرح شد ، به خاطر آن ، نوشته "کپرنيک را ممنوع اعلام کردند، " گاليله " را به دادگاه کشاندند.
"جيوردانوبرونو" را کومه اي از آتش سوزاندند و ... به هر حال ، اگر زمين را مبنا بگيريم، خورشيد ، سياره ها و ستارگان حرکت مي کنند. حرکت ، مفهومي نسبي است. وقتي در اتومبيل به سرعت از کنار درختان عبور مي کنيد، مثل اين است که درختان به سمت عقب شما حرکت مي کنند؛ يعني اگر مبنا يا به اصطلاح رياضيدانان، مبدا را اتوميبل بگيريم، آن وقت مي گوييم درختان نسبت به اين مبدا در حرکت اند. تعريف و قرار داد، تکليف بسياري از مفهومها را روشن مي کنند. هميشه بايد بدانيم از چه چيزي صحبت مي کنيم ، چه تعريفي براي آن داريم و در ضمن ، از دانش خود ياري بخواهيم تا بتوانيم درست را از نادرست تشخيص دهيم. در دانش و از جمله در رياضيات ممکن است واژه اي که به کار مي بريم ، به معناي عادي و روزمره آن متفاوت باشد. |+| نوشته شده توسط سینا در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 و ساعت 20:59 هشدار درباره نشستن طولانی نوزاد:
منبع: جام جم. متخصصان درباره نشستن طولاني مدت نوزادان هشدار ميدهند. محققان دانشگاه مك گيل در كانادا اعلام كردند، قراردادن طولاني مدت نوزادان در حالت نشسته، خطر سندرم مرگ ناگهاني را در آنان افزايش ميدهد. محققان با بررسي موارد سندرم مرگ ناگهاني شيرخواران دريافتند ، اين حادثه در نوزادان كمتر از يك ماهه كه به مدت طولاني در صندلي خودرو در حالت نشسته قرار داده شدهاند ، بيش از ديگران رخ داده است.به گفته محققان نشستن طولاني مدت نوزادان باعث اختلال در مجاري هوايي آنان ميشود.
دارويي براي درمان زردي نوزادان همچنين استفاده از نوعي داروي كاهنده چربي به همراه نوردرماني، در كاهش زردي نوزادان تاثير بسزايي دارد.به گزارش شبكه خبر، چند تن از پژوهشگران گروه كودكان دانشگاههاي علوم پزشكي بابل و هرمزگان با بررسي 60 نوزاد سالم دريافتند، استفاده از نوعي داروي كاهنده چربي خون موسوم به كلوفيبرات به همراه درمان با نور فرابنفش باعث كاهش سريعتر زردي و ترخيص زودتر نوزادان از بيمارستان ميشود. |+| نوشته شده توسط سینا در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 و ساعت 21:45 دانشمندان سوخت ارزان تولید کردند:
منبع: ایسنا. گروهي از محققان در دانشگاه ايالتي «ميشيگان» آمريکا به سرپرستي يک دانشمند ايراني، موفق شده اند با استفاده از گياه ذرت تغيير ژنتيكي يافته و آنزيم موجود در معده گاو، سوخت زيستي ارزان قيمت توليد کنند. به گزارش ايسنا ، اين گونه جديد ذرت که از نظر ژنتيکي تغييراتي در آن ايجاد شده، توليد سوختهاي زيستي را بسيار مقرون به صرفه مي کند بدون اينکه به بذر گياه آسيبي برسد.
در حال حاضر توليد سوختهاي زيستي از جمله اتانول، بيشتر به وسيله دانه هاي گياه انجام مي شود و از برگها و ساقه گياه استفاده نمي شود، چرا که شکستن (تجزيه) سلولز موجود در برگها و ساقه ذرت و تبديل آن به قند و اتانول، روندي بسيار دشوار و پرهزينه است اما کشف جديد ، اين امکان را فراهم مي کند که از برگها و ساقه هاي گياه، که پسمانده هاي آن محسوب مي شوند، براي توليد ارزان اتانول استفاده شود و دانه هاي گياه هم بدون آنکه به سوخت بدل شود مانند گذشته به عنوان مواد غذايي مصرف شود. پژوهشگران دانشگاه ايالتي ميشيگان به سرپرستي دکتر مريم بهروز (استيکلن) موفق شدند ذرتي را توليد کنند که حاوي آنزيم خاصي است. اين همان آنزيمي است که به گاو امکان مي دهد که برگها و ساقه هاي فيبري گياه را هضم کرده و به قندهاي ساده تبديل کند. دکتر بهروز درباره ايده اوليه اين تحقيق مي گويد: کشف ها و اختراعات ما هميشه از طبيعت الهام مي گيرد. در اين مورد من فکر کردم که يک گاو که مثلا در آفريقا زندگي مي کند و فقط علف هاي بياباني و بوته هاي خار مي خورد، چطور مي تواند آنها را هضم کند و به انرژي تبديل کند. بعد متوجه شديم که ميکروبي در داخل شکم دوم يا معده دوم گاو وجود دارد که داراي آنزيم خاصي است و علفي که مي خورد به کمک آن، به انرژي تبديل مي شود. |+| نوشته شده توسط سینا در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 و ساعت 21:42 سالانه 50 میلیارد نخ سیگار دود می شود:
منبع: فارس. وزير بهداشت گفت: هر سال 50 ميليارد نخ سيگار در ايران دود ميشود، 80 هزار نفر به خاطر سيگار كشيدن ميميرند، 160 هزار نفر بيمار ميشوند و اگر هزينه خريد سيگار و درمان آن را جمع كنيم با پول آن ميتوان كل مشكل مسكن مردم را حل كرد. به گزارش فارس، كامران باقري لنكراني در حاشيه مراسم روز جهاني بدون دخانيات در جمع خبرنگاران با اعلام اين مطالب، افزود: سالانه 50 ميليارد نخ سيگار در ايران دود ميشود، 12 ميليارد نخ آن سيگار داخلي است و بقيه سيگارهاي وارداتي و قاچاق است، مصرف اين ميزان سيگار كه 12درصد جمعيت كشور را معتاد كرده است، سالانه 80 هزار نفر را مستقيماً به كام مرگ ميبرد و 160 هزار نفر را دچار بيماريهاي مزمن ميكند.
وي بدون اعلام ميزان برآورد مالي صدمه اقتصادي ناشي از مصرف سيگار در ايران گفت: 5 برابر آنچه هر سال صرف خريد سيگار ميشود، براي درمان بيماريها و عوارض ناشي از آن در كشور هزينه ميشود. آرزوي ما اين است، روزي هيچ كس در ايران سيگار نكشد، اگر همه سيگاريها ، سيگار خود را خاموش كنند، با صرفه جويي ناشي از هزينههاي خريد سيگار و هزينههاي جانبي كه براي درمان عوارض آن ميشود، مي توان به عنوان مثال كل مشكل مسكن مردم را حل كرد. وزير بهداشت اضافه كرد: يكي از راههاي كنترل و كاهش مصرف دخانيات در كشور افزايش قيمت و دسترسي آن است، از سال 85 با تصويب مجلس هر سال عوارض سيگار معادل 20 درصد قيمت سيگارهاي خارجي و 10درصد قيمت سيگارهاي داخلي به قيمت آن اضافه ميشود و درآمد آن در اختيار وزارت بهداشت و سازمان تربيت بدني قرار ميگيرد. وي گفت: با اجراي اين مصوبه تاكنون 3 بار افزايش قيمت 20 درصدي را براي سيگارهاي خارجي و 3 بار افزايش قيمت 10درصدي را براي سيگارهاي داخلي شاهد بوديم، گر چه در اين سالها اعتبار پيش بيني شده ناشي از عوارض سيگار به طور 100درصد محقق نشد اما سال گذشته 70 ميليارد تومان از اين محل درآمد داشتيم كه صرف خريد تجهيزات بيمارستاني، ساختن مراكز بهداشتي- درماني، خانههاي بهداشت، توسعه شبكه بهداشت كشور و خريد نرم افزار در وزارت بهداشت شد. |+| نوشته شده توسط سینا در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 و ساعت 21:38 اینجا تهران است!!!!!!!!!!
منبع: فارس. اگر از كنار اتوبان صياد شيرازي عبور كرديد، كنارههاي آن را با دقت ببينيد، جايي كه 2 چادر رنگ و رو رفته و كهنه در دو طرف خيابان علم شده است، زير هر يك از اين چادرها خانوادهاي 4 نفره زندگي ميكند، يكي 50 روز و ديگري يك سال. به گزارش فارس، كنار اتوبان صياد رو به شمال بالاتر از ميدان سبلان، در دو سوي بزرگراه دو چادر برپاست، سمت راست محمد با زن و دو بچه 50 روز است كه پس از جواب شدن از سوي صاحبخانه در چادر ساكن شده است،
كمي آن طرفتر آن سوي خيابان محمود زير چادر كهنه سبز رنگش اطراق كرده است پسرش را به بهزيستي سپرده و با زن و دختر 11 سالهاش روز را به شب و شب را به صبح ميرساند. محمود حميدوند 41 سال دارد اما صورت تكيده و دندانهاي شكستهاش پيرتر نشانش ميدهد، صدايش گرفته است، ميگويد: بچه همين خيابان سبلان هستم، 3 ماه است كه اينجا با خانوادهام زير چادر زندگي ميكنيم، البته بيش از يك سال است كه در به دريم و جابهجا ميشويم، تابستانها كنار خيابان زير چادر زندگي ميكنيم و زمستانها هر چند شب خانه يكي ميرويم. محمود خودش را كارگر ساده ساختمان معرفي كرده و اضافه ميكند: پسر 10 سالهام را از زور نداري به بهزيستي سپردهام، 2 سال است كه پسرم در بهزيستي است، دخترم هم تا چند وقت پيش خانه مادرزنم بود اما الآن مادرزنم هم چون مستاجر است دچار مشكل شده است و مجبورم او را هم پيش خودم اينجا به چادر بياورم. او مي افزايد: از خيليها تقاضاي كمك كردهام، كميته امداد رفتم، گفتند اگر زنت طلاق بگيرد ماهي 25 هزار تومان به او مستمري ميدهيم، خيلي دويديم اما نتيجه نداد، هر چي داشتيم در اين مدت بردند، حتي شناسنامههايمان را هم بردند. نرفتم كلانتري و ثبت احوال دنبال شناسنامه، پول ميخواهد و من ندارم. وي ميگويد: در تمام 41 سال زندگيام حتي100 هزار تومان هم وام نگرفتهام، حالا هم اگر وام بخواهيم ضامن معتبر و هزار جور سند و مدرك ميخواهد كه من ندارم، اين جور وامها مگر براي امثال من نيست، من از كسي توقع ندارم، طلبكار كسي نيستم، خودم زمين خوردهام و بايد بلند شوم اما اگر به من وام بدهند، حاضرم كار كنم و پس بدهم. محمود ميگويد: مشكل من نداري است، آخرين جايي كه در خانه زندگي كردم، بهارستان بود، آن قدر هزينه زندگي بالا بود كه نتوانستم ادامه دهم، قبض برق و آب 60 هزار تومان آمده بود اما من فقط يك لامپ و يك تلويزيون سياه و سفيد داشتم، يك شير آب هم بود كه چند خانواده از آن استفاده ميكرديم، 60 هزار تومان پول زيادي بود. وي اضافه ميكند: دزدي كه نميتوانم بكنم، يعني ميتوانم اما آيا درست است، اينجا هم در اين 3 ماهي كه زندگي ميكنم، فقط يكبار مأمور شهرداري آمد و اسم و مشخصات ما را نوشت و رفت، 15 روز پيش هم يك خانم از شهرداري آمد و گفت نگران نباشيد حل ميشود اما خبري نشد. آن طرف خيابان محمد با زن و 2 فرزندش زندگي ميكند، «محمد . الف»، ميگويد: بچه همين تهران هستم، خيابان سبلان نزديك موتور آب زندگي ميكرديم، 50 روز پيش صاحبخانه، خانهاش را خواست و تخليه كرديم بعد از آن ديگر نتوانستم خانهاي بگيرم، هر جا ميروم، ميگويند 2 ميليون ماهي 150 هزار تومان، من هم ندارم، الآن كه ديگر هيچي ندارم، مجبورم بيايم اينجا در چادر زندگي كنم. او نيز خود را كارگر ساده ساختمان معرفي ميكند و ادامه ميدهد: همه اسباب زندگيام را شهرداري برد، حتي كفش زنم را هم بردند، پسرم كلاس دوم راهنمايي است، دخترم هم مدرسه ميرود، مجبورم اينجا كنار زنم بمانم كه تنها نباشد، كار نميتوانم بكنم. درآمدي ندارم. محمد ميگويد: هر چه تلاش كرديم ديگر شهرداري اسباب زندگيام را پس نداد و الآن همه دارايي ما همينهايي است كه زير چادر ميبينيد، من هيچي ندارم، به مسئولان بگوئيد، مجبوريم، هيچ كس نميخواهد با آبرويش بازي كند يا اين وضع زندگي ناموسش باشد. چرا كسي كمكمان نميكند. |+| نوشته شده توسط سینا در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 و ساعت 21:35 بازی جدید شفیعی جم و رضویان:
منبع: فارس.
در حالي كه فيلمبرداري تازهترين فيلم «سعيد سهيلي» درباره دوقلوهايي به نامهاي شهرام و بهرام در خيابان بهار ادامه دارد، تدوين همزمان «چارچنگولي» نيز آغاز شده است.
به گزارش فارس، تا حالا 14 جلسه از فيلمبرداري اين پروژه سپري شده و تمام بازيگران فيلم جلوي دوربين رفتهاند. بنا بر اين گزارش، تدوين «چارچنگولي» نيز همزمان با فيلمبرداري توسط «حسن ايوبي» آغاز شده و محل فعلي فيلمبرداري، لوكيشيني در حوالي خيابان بهار است كه نماهاي خارجي فيلم در آن فيلمبرداري ميشود. «چارچنگولي» در مكاني واقع در خيابان ايران كليد خورد و رضا شفيعي جم به همراه جواد رضويان جلوي دوربين حسين ملكي رفتند. فيلمبرداري اين فيلم ظرف 45 روز در تهران و شمال كشور پيشبيني شده است. «چارچنگولي» داستان شهرام و بهرام، برادران دوقلويي است كه از ناحيه كتف و شانه به هم چسبيدهاند. آنها از نظر ظاهر و عقايد بهشدت با يكديگر متفاوتند اما مجبورند همديگر را تحمل كنند. اين موضوع باعث اتفاقات طنزي در طول قصه ميشود كه... عوامل پروژه «چارچنگولي»عبارتند از:نويسنده، تهيه كننده و كارگردان: سعيد سهيلي، مدير فيلمبرداري: حسين ملكي، تدوين: حسن ايوبي، صدابردار: جهانگير ميرشكاري، دستيار اول كارگردان و مديربرنامه ريزي: كامبيز دارابي، طراح صحنه و لباس: عباس بلوندي، طراح گريم: بابك شعاعي، مديرتوليد: ميترا احمدي، عكاس: حسن شجاعي، مديرتداركات: اميرهوشنگ حسيني، منشي صحنه: ندا عاصف، دستيار دوم كارگردان: حبيب قليزاده، دستيار اول فيلمبردار: آبتين سهامي، گروه فيلمبرداري: عطا قنبري- غلام طاهري- كاظم حسن زاده- احمد عباسي، مجريان گريم: دانيال شعاعي- خانم تدريسي-سعيد باقري، گروه صحنه و لباس: عليرضا آرايش - بهنام جعفري- صحرا اصغرزاده، امور مالي: كمال افشاري، دستيار صدا: مهدي ابراهيم زاده، دستيار تداركات: داود شفاعتي، پذيرايي: صادق زماني، سرمايه گذاران: سعيد سهيلي، دكتر محمد نجيبي. جواد رضويان،رضا شفيعي جم، فتحعلي اويسي، بهاره رهنما، رضا فيض نوروزي، مهران رجبي، شهرام قائدي، حسن چودن، مينا جعفرزاده، ساعد سهيلي و مژگان بيات بازيگراني هستند كه در «چارچنگولي» به ايفاي نقش ميپردازد. |+| نوشته شده توسط سینا در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 و ساعت 21:31 قطبی: خیلی زود بازمی گردم.
منبع: تابناک.
سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس در آخرين گفتوگويش پيش از ترك تهران گفت: اميدوارم بسيار زود به ايران بازگردم.
به گزارش ايسنا،افشين قطبي كه ساعت 5 بامداد روز يكشنبه (امروز) تهران را به مقصد امارات ترك كرد. وي پيش از ترك تهران گفت تصور ميكنم روزي كه به ايران آمدم لحظهي بسيار احساسي بود و اكنون كه ايران را ترك ميكنم، بسيار تلاش ميكنم تا جلوي اشكهايم را بگيرم اما، با ايران خداحافظي نميكنم و اطمينان دارم كه رفتنم كوتاه است. چرا كه ايران كشور من است و در اين مدت مردم ايران عشق و احساس خود را به من دادند و من آنها را بسيار زياد دوست دارم. وي ادامه داد: از شادي مردم و تلاش بسيار خوب مديريت و بازيكنان باشگاه بسيار خوشحالم و از اينكه توانستم حركات مثبت و انرژي مثبتي در فوتبال ايران به وجود بياورم، بسيار شاد هستم. در هر صورت هواداران پرسپوليس تا آخرين لحظه يار و ياور ما بودند. قطبي ادامه داد: به لطف هواداران پرسپوليس بود كه كار ما براي قهرماني به سرانجام رسيد. بازيكنان و تمامي بزرگان پرسپوليس همواره در كنار ما بودند. از جمله علي پروين كه در بازي مقابل سپاهان با قلب بزرگش به ورزشگاه آمد و به قهرماني پرسپوليس كمك كرد. قطبي در ادامه گفت: اكنون پس از هفت سال حضور مداوم در فوتبال تصميم دارم تا براي تعطيلات و استراحت با خانوادهام ايران را ترك كنم و ظرف چند هفتهي آينده تصميم ميگيرم تا تيم آيندهام را انتخاب كنم. در حال حاضر با چند باشگاه صحبت كردهام اما، هنوز به نتيجهي قطعي نرسيدهام و به دنبال آن هستم تا در كشورهاي ديگري فوتبال بينالمللي را تجربه كنم. افشين قطبي با وجود جدايي از باشگاه پرسپوليس تهران عنوان كرد: صد درصد به ايران باز خواهم گشت و اطمينان داشته باشيد كه در ايران تنها باشگاهي كه حاضر به كار با آن هستم، پرسپوليس است. هر بازيكن و يا مربي با يك بار حضور در پرسپوليس براي هميشه پرسپوليسي ميشود. وي افزود: هيچ روز تلخي در پرسپوليس نداشتم و تمامي روزهاي من شيرين بود. چرا كه تمامي شاديهاي من در كنار مردم ايران بود و تصور ميكنم نتيجهاي كه به دست آمد نيز در كنار لطف اين هواداران بود. قطبي دربارهي دليل ترك تيم فوتبال پرسپوليس نيز گفت: شايد بهتر است در اين باره صحبت نكنيم اما، پرسپوليس بايد در آسيا بازي ميكرد و اين كار امكانات، فرهنگ و شرايطي ميخواست كه شايد فوتبال ما در حال حاضر نميتوانست آنها را برآورده كند. من انتظارم بسيار بالا بود. چرا كه اگر ميخواستم در پرسپوليس بمانم بايد اين تيم را قهرمان آسيا ميكردم. من نميتوانم حرف قهرماني را بزنم اما، به آن عمل نكنم. وي ادامه داد: شايد عدهاي اين تصميم من را از روي ترس بدانند اما، من شجاعانه تصميم گرفتم پرسپوليس را ترك كنم. من در ابتداي ليگ برتر به عنوان مربي پرسپوليس گفتم تيم را قهرمان ميكنم و خوشبختانه با كمك هواداران توانستيم قهرماني را بدست آوريم اما، براي قهرماني در آسيا نيز شرايط مختلفي وجود داشت. اكنون ترجيح ميدهم به كشورهاي ديگري بروم و تجربههاي مختلفي داشته باشم. قطبي خاطرنشان كرد: مشكل ديگر من بحث خانوادهام بود. ما واقعا خسته بوديم. پس از سه جام جهاني و حضور در بازيهاي آسيايي و باشگاهي مختلف نياز به استراحت داشتم و تصور ميكنم ديگر در اين روزها انرژي كار در كنار پرسپوليس را نداشتم. تيمي كه ميخواهد در آسيا موفق شود بايد از هم اكنون با قدرت كارش را آغاز كند و چون دوست ندارم در كارم از هدفم كوتاه بيايم و با توجه به خستگي كه داشتم از پرسپوليس جدا شدم. وي دربارهي جانشينش در پرسپوليس نيز گفت: حميد استيلي كاپيتان و بازيكن خوب پرسپوليس بوده و انگيزههاي مثبت بسياري دارد. تصور ميكنم او فردي با تجربه و با كيفيت براي سرمربيگري پرسپوليس است. البته گزينههاي ديگري نيز بودهاند كه آنها را به باشگاه اعلام كردهام. قطبي تصريح كرد: اميدوارم پرسپوليس همواره موفق باشد و بيترديد چنين خواهد بود. چرا كه بهترين هواداران دنيا پشتيبان اين تيم خواهند بود و خواهند توانست قهرمان آسيا شوند. من تمامي هواداران پرسپوليس و مردم ايران را دوست دارم و آنها در اين مدت به من بسيار محبت داشتند. قطبي در پايان با اشاره به احتمال حضورش در يك تيم خارجي گفت: در صورت برعهده گرفتن هر تيمي صد درصد به دنبال آن خواهم بود تا برخي بازيكنان ايراني را به تيم خود منتقل كنم. چرا كه بازيكنان ايراني بسيار خوب و با كيفيت هستند. |+| نوشته شده توسط سینا در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 و ساعت 21:27 حریف استقلال در جام حذفی معلوم شد:
منبع: مهر.
تیم فوتبال پگاه گیلان با پیروزی برابر برق شیراز به دیدار فینال بیست و یکمین دوره رقابت های فوتبال جام حذفی باشگاه های کشور راه یافت.
به گزارش خبرنگار مهر، دومین دیدار از مرحله نیمه نهایی رقابت های فوتبال جام حذفی باشگاه های کشور از ساعت 17 امروز آغاز شد که در پایان این مسابقه تیم فوتبال پگاه گیلان موفق شد با نتیجه 2 بر یک از سد برق شیراز عبور کرده و به دیدار نهایی این مسابقات صعود کند. برپایه این گزارش، در این دیدار که در ورزشگاه سردار جنگل رشت و با قضاوت خداداد افشاریان برگزار شد، امین متوسل زاده (19 و 90) گل های برتری تیم فوتبال پگاه را به ثمر رساند و محمد جعفری(7) تنها گل برق شیراز را وارد دروازه پگاه کرد. در این دیدار که بیش از 20 هزار نفر تماشاگر آن را از نزدیک تماشا می کنند، هادی ایمانی بازیکن تیم برق شیراز در دقیقه 48 با دریافت کارت قرمز مستقیم، از زمین مسابقه اخراج شد. همچنین ویلیام از تیم پگاه و شیری و کریمیان از تیم برق شیراز در این دیدار از داور کارت زرد دریافت کردند. با این پیروزی تیم فوتبال پگاه گیلان به عنوان دومین تیم به دیدار نهایی بیست و یکمین دوره رقابت های فوتبال جام حذفی باشگاه های کشور صعود کرد تا در روزهای 20 و 27 خردادماه برای کسب عنوان قهرمانی این مسابقات برابر استقلال تهران به میدان برود. پگاه یکی از تیم هایی بود که در رقابتهای لیگ برتر در انتهای جدول رده بندی قرار داشت و تا هفته پایانی یکی از گزینه های سقوط به لیگ دسته اول بود. قرار است مراسم قرعه کشی برای تعیین تیم میزبان و مهمان دیدار فینال فردا برگزار شود. |+| نوشته شده توسط سینا در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 و ساعت 21:23 در لحظه زندگی کنید:
قطعه ی زیر را یک پیرمرد هشتادو پنج ساله در آستانه ی مرگ نوشته است
|+| نوشته شده توسط سینا در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 19:2 چیزهای مهم:
ارسالی از محمد رضا مهتدی. استاد مقابل کلاس فلسفه خود ایستاد و چند شیء رو روی میز گذاشت. وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه ی خالی بسیار بزرگ سس مایونز رو برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد. بعد از شاگردان خود پرسید که آیا این ظرف پر است؟ و همه موافقت کردند. |+| نوشته شده توسط سینا در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 18:50 ایران چندمین واردکننده سیگار آمریکاست؟
منبع: فارس. رئيس انجمن آسم و آلرژي ايران گفت: ايران دومين كشور وارد كننده سيگار از آمريكاست كه اين واردات هيچ توجيه انقلابي، اقتصادي و سياسي ندارد. |+| نوشته شده توسط سینا در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 18:40 قطبی با بیماران سرطانی دیدار کرد:
منبع: فارس. سرمربي سابق تيم فوتبال پرسپوليس تهران بعدازظهر امروز از موسسه بيماران سرطاني محك بازديد كرد. |+| نوشته شده توسط سینا در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 18:37 ایرانیان قرآن را نمی فهمند:
منبع: القبس. روزنامه القبس در شماره امروز خود نوشت: پایگاه خبری گویا نیوز خبر داده است که بنابر یک نظر سنجی رسمی که اخیرا انجام شده بیش از 70% از ایرانیان نمی توانند قرآن را خوب بخوانند و بیش از 90% هم معانی قرآن را نمی فهمند. گفتنی است صرف نظر از صحت یا عدم صحت خبر سایت گویا و همچنین جهت گیری خاص روزنامه کویتی در انتشار این خبر، توجه مسئولان مربوط آموزشی و فرهنگی کشور به این موضوع لازم به نظر می رسد.
|+| نوشته شده توسط سینا در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 18:33 " ارباب حلقه ها " بهترین فیلم تاریخ سینما شد:
|+| نوشته شده توسط سینا در جمعه دهم خرداد 1387 و ساعت 21:11 استاد موسیقی: هنرمندان باید الگوی اخلاقی نیز باشند.
منبع: ایرنا. آهنگساز، موسيقيدان و نوازنده برجسته ويلون گفت: يك هنرمند در كنار توجه به كار هنري خود بايد الگوي اخلاقي نيز باشد. به گزارش خبرنگار ايرنا، همايون خرم روز جمعه در جمع خبرنگاران افزود: وي اظهارداشت: يك استاد بارفتارهاي انسانيخود شاگردانش را نيز به انجام اينگونه رفتارها تشويق ميكند و به آنها ميآموزد كه هرچقدر در كاري تبحر و پيشرفت بيشتري پيدا ميكنيد بايد به همان نسبت نيز افتادهتر و متواضع تر باشيد. استاد خرم بر لزوم گرايش جوانان و نوجوانان به سوي معرفت موسيقي ايراني تاكيد كرد و گفت: وجود استاد خوب و توانا و علاقهمندي نوجوانان براي كسب فضايل ومواهب موسيقي ايراني شروط لازم است اما محرك اصلي دراين ميان رسيدن به معرفت است. وي در خصوص سير تحول در موسيقي ايراني گفت: موسيقي سير متفاوتي را طي ميكند، از زمان وزيري كه تحول در موسيقي آغاز شد و اين تحول موجب به وجود آمدن روح الله خالقي و باز شدن هنرستان موسيقي ملي شد و استاد صبا و ديگر استادان در عرصه موسيقي درخشيدند، سازهاي ايراني مطرح شدند و در نهايت اركسترهاي مجهز بوجود آمده و برنامه گلها و شعر و ادبيات عرفاني هم وارد عرصه موسيقي شد. نوازنده برجسته ويلون، جوانان ونوجوانان را به شناخت دقيق موسيقي ترغيب كرد وافزود: جوانان بايد سعي كنند موسيقي را بشناسند وفريب اين كه يك ساز را خوب ميزنند نخورند كه هر چند اين لازم است اما كافي نيست ،اگر بخواهيم منشاء اثري بشويم بايد قدم در راه شناخت بگذاريم و شناخت تنها با حركت و سعي خود فرد به دست ميآيد. وي در خصوص گرايش جوانان به موسيقي نيز گفت: جوان در هر زمان نسبت به كار هنري يك طرز تفكر دارد كه بايد مورد توجه قرار گيرد و كساني هم كه در سنين بالاتري قرار دارند نبايد اين توقع را داشته باشند كه آن موسيقي را كه آنها درك ميكنند مورد توجه جوانان نيز قرار گيرد. اين استاد بزرگ موسيقي افزود: فعالان عرصه موسيقي اصيل و سنتي بايد با ارائه كارها و آثار خوب جوانان را به سمت اين موسيقي جذب كنند. وي اظهار داشت: موسيقي در حقيقت با دل انسان سر و كار دارد و ميتواند به لطافت روح انسان كمك كند و هر كس كه ميخواهد وارد دنياي موسيقي شود بايد اول مسير درست را انتخاب كند تا بتواند هم به خودش و هم علاقهمندان موسيقي خدمت كند. همايون خرم از ۱۲سالگي موسيقي را نزد استاد ابوالحسن خان صباآغاز كرد، ويولن را در محضر استاد در سه مرحله گذراند، در ۱۶سالگي زماني كهبه رديف دوم رسيده بود براي انجام امتحان اركستر بهراديو معرفي شد و پس از موفقيت در امتحان راديو به عنوان تك نواز نوجوان به اجرا پرداخت. همايون خرم هفت سال در خدمت استاد صبا تمام رديفهاي چپ كوك و راست كوك و كتاب سوم قطعات و چهار مضرابيها و بعد رنگها و اتودها را آموخت و بعد از آن دو سال به شناخت موسيقي پرداخت. وي همچنين دانشنامه خود رادر زمينه مهندسي برق گرفت و در طرح سد كرج مشغول به كار شد و در عين حال كارهاي اركستر را نيزادامه داد و نتيجه اين ۵۰سال فعاليت هنري، آفرينش آهنگهايي ازجمله امشب در سر شوري دارم(غوغاي ستارگان)،اشك من هويدا شد،ميناي شكسته، تواي پري كجايي(سرگشته)، ساغرم شكستي ساقي(طاقتم ده)، رسواي زمانه و دهها اثرماندگار ديگر است. وي دربرنامه گلها كه داوود پيرنيا بنيان گذارآن بود و در برنامه موسيقي ايران به عنوان تك نواز ويولن هفتهاي يكبار تك نوازي و دو هفتهاي يك بار همنوازي بااستاداني چون جليل شهناز، فرهنگ شريف، منصور صارمي، امير ناصر افتتاح ، جهانگير ملك و ديگر استادان برجسته موسيقي ايراني داشت. خرم عضو شوراي عالي موسيقي شد و در هنرستان موسيقي ملي ، هنرستان شبانه و دانشكده موسيقي ملي تدريس كرده است. وي همچنين سخنرانيها و كنسرتهاي مختلفي درايران و خارج ازايران داشته كه از جمله آن چندين كنسرت در شهرهاي مختلف آلمان و سخنرانيهايي در مورد مقامات و تئوريهاي موسيقي ايراني، در آمريكاست. استاد حسين دهلوي نيز موسيقي رايكي ازنيازهاي هرجامعهاي خواند و افزود: اين استاد بزرگ موسيقي سنتي كشورمان گفت: در گذشته اغلب آهنگهايي كه براي بزرگترها ساخته شده بود شعر آنها را تغيير ميدادند و آن را براي كودكان اجرا ميكردند واين درست نيست چراكه خوراك روحي كودكان با بزرگترها تفاوت دارد. وي اظهار داشت: موسيقي بايد متناسب با روحيات، خلقيات و سن افراد باشد تا بتواند تاثير مثبتي بر آنها بگذارد. دهلوي، آموزش موسيقي را در پنج سالگي نزد پدرش معزالدين دهلوي كه از شاگردان شهنازي بود آغاز كرد. وي فارغ التحصيل آهنگسازي از هنرستان عالي موسيقي است و در آن زمان با همكاري ابوالحسن صبا اركستر شماره يك هنرهاي زيبا را راهاندازي كرد و در همين دوره چند اثر از آثار صبا را براي اركستر تنظيم كرد. كتاب ارزشمند پيوند شعر و موسيقي آوازي اثر اين استاد بزرگ موسيقي پس از انتشار به سرعت به يك كتاب مرجع در اين زمينه تبديل شد. قبل ازانتشار اينكتاب، نويسندگانديگري ازجمله حسينعلي ملاح نيز تاليفاتي در اين خصوص داشتهاند اما مطالب اين كتاب تخصصي تر و كاربرديتر است. حسين دهلوي اين كتاب را حاصل بيش از ۴۰سال تحقيق و تدريس در شعر فارسي دانسته است. |+| نوشته شده توسط سینا در جمعه دهم خرداد 1387 و ساعت 20:58 ممنوعیت آرایش فشن در تهران:
منبع: برنا. رئيس اتحاديه صنف آرايشگاه هاي مردانه شهر تهران گفت: تاکنون تقريبا تمام آرايشگاههاي سطح شهر بخشنامه منع پيرايش غربي و فشن مردان و همچنين برداشتن ابروي پسران را دريافت کرده اند البته شايد اداره پست هنوز اين بخش نامه را به دست برخي از آن ها نرسانده باشد. |+| نوشته شده توسط سینا در جمعه دهم خرداد 1387 و ساعت 20:54 عذرخواهی "شارون استون" از مردم چین:
منبع: بی بی سی. «شارون استون» به خاطر توهين به مردم چين در مصاحبه تلويزيوني هفته گذشته رسما از مردم چين عذرخواهي كرد. |+| نوشته شده توسط سینا در جمعه دهم خرداد 1387 و ساعت 20:49 آنچه در مغزتان مي گذرد جهانتان را مي آفريند:
انيشتين ميگفت: " آنچه در مغزتان ميگذرد، جهانتان را ميآفريند." استفان کاوي (از سرشناسترين چهرههاي علم موفقيت) احتمالا با الهام از همين حرف انيشتين است که ميگويد: "اگر ميخواهيد در زندگي و روابط شخصيتان تغييرات جزيي به وجود آوريد به گرايشها و رفتارتان توجه کنيد؛ اما اگر دلتان ميخواهد قدمهاي کوانتومي برداريد و تغييرات اساسي در زندگيتان ايجاد کنيد بايد نگرشها و برداشتهايتان را عوض کنيد." |+| نوشته شده توسط سینا در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 21:10 زنی به جرم سوزاندن شوهرش محکوم شد:
منبع: زمانه. قضات دادگاه تجديدنظر زني را که در پي يک انتقام گيري شوهرش را با روغن داغ سوزانده بود به پرداخت ديه و حبس محکوم کردند. |+| نوشته شده توسط سینا در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 20:50 |
|
||||






















